کتاب دعای دریا داستان کوتاه تاثیرگذار از خالد حسینی

خواندنیکتاب و رمان

- 97/12/04
کتاب دعای دریا داستان کوتاه تاثیرگذار از خالد حسینی

نویسنده کتاب دعای دریا


کتاب «دعای دریا» نوشته خالد حسینی می باشد. نویسنده، این کتاب را به پناهجویانی تقدیم می‌کند که برای گریز از جنگ و مصیبت به کام دریا گرفتار شدند؛ دعای دریا با الهام از ماجرای «آلان کُردی» نوشته شده است. کودک سه ساله پناهجوی سوری که در راه رسیدن به اروپا در سپتامبر 2015 در آب‌های مدیترانه غرق شد. یک سال پس از مرگ آلان، 4176 پناهجوی دیگر به سرنوشتی مشابه او دچار شدند.

درباره کتاب دعای دریا


خالد حسینی برخلاف کتاب‌های گذشته‌اش که رمان بودند، این‌بار یک داستان کوتاه را در قالب شعر نو به مخاطبان هدیه می‌کند. در ترجمه این اثر تلاش شده تا قالب شعرگونه آن حفظ شود و متن فارسی کاملا مطابق با متن اصلی کتاب باشد. تصویرگری این کتاب توسط «دان ویلیامز» هنرمند مشهور اهل لندن صورت گرفته است؛ وی در نشریه گاردین همزمان با انتشار کتاب هزاران خورشید تابان، چشم همگان را به خود خیره کرد.

خلاصه و درونمایه کتاب دعای دریا


این داستان در قالب نامه‌ای خیالی از زبان پدری سوری برای فرزندی که در آغوشش خفته است، در شب پیش از آغاز سفر دریایی پرمخاطره‌شان به سوی اروپا، نگاشته شده است.
تهاجم و جنگ و خشونت، همیشه قربانیانی دارد که هر چقدر هم سعی کنند، هرگز نخواهند توانست خاطرات شوم آن را فراموش کنند. بی‌دفاع‌ترین قربانیان جنگ، همیشه کودکان هستند. آن‌ها متوجه معادلات پست دنیای بزرگ‌ترها که به جنگ ختم می‌شود، نیستند و در جهان کودکانه‌ی خود زندگی می‌کنند تا بمب‌ها و گلوله‌ها می‌آیند و ترس در دل‌هایشان خانه می‌کند. خانه‌ها از دست می‌روند و از گذشته‌ی امن و بازی‌های سرخوشانه، هیچ نمی‌ماند. هر چه که هست، آینده‌ای تاریک و ناملموس است و وحشت از قدمی دیگر. در این سال‌ها کودکان زیادی در اطراف ما، کودکی‌شان را از دست دادند. خبرهای بد آن‌قدر زیاد است که متأسفانه به جای جریحه‌دار کردن وجدان عمومی، وجود نکبت و زخم‌هایی از این دست، دارد برای ما عادی می‌شود. در میان سیل خبرهای تلخ، داستان «آلان کوردی» یکی از نمادین‌ترین خبرهای چند سال اخیر بود. ماجرایی که البته در سیل اخبار جنگ سوزان خاورمیانه، حالا یک تیتر عادی و معمولی است. اما آدم‌هایی هستند که با شهرت‌شان، این ماجراهای غبارگرفته را بیرون می‌کشند و دوباره در خاطر‌ه‌ها زنده می‌کنند. «خالد حسینی»، نویسنده‌ی شهیر رمان‌های «بادبادک‌باز»، «هزار خورشید تابان» و «و کوه طنین انداخت»، یکی از این آدم‌هاست.

در بخشی از کتاب دعای دریا آمده


مادرت امشب اینجا به همراه ماست، مروان.
در این ساحل سرد و مهتابی، در میان نوزادان گریان و زنانی که به زبانی که ما نمی دانیم، دلمشغولی‌هایشان را بر زبان می‌آورند.
همه ما بی قرار رسیدن صبح و طلوع خورشیدیم و در عین حال، همه ما از رسیدن آن در هراسیم.
همه ما به دنبال خانه می‌گردیم.
به تو گفتم: «دستم را بگیر. هیچ اتفاق شومی رخ نخواهد داد.
اما این‌ها واژگانی تهی بیش نبودند.
فریبی پدرانه...
advertising