حکایت و کاربرد ضرب المثل دعوا سر لحاف ملا بود
خواندنی › شعر و ادبیات
- 97/09/09
کاربرد ضرب المثل دعوا سر لحاف ملا بود
اگر کسی در دعوایی که به او ربطی ندارد دخالت کند و یا در یك دعوای ساختگی مالی را از دست بدهد و ضرر ببیند، این ضرب المثل را برایش بهکار می برند.
حکایت ضرب المثل دعوا سر لحاف ملا بود
در یکی از روزهای سرد زمستان ملانصرالدین بعد از خوردن ناهار برای استراحت به اتاقش رفت و روی تختش خوابید. مدتی نگذشته بود که صدایی از بیرون به گوشش رسید، اما وی به سر و صدا توجهی نکرد و پتو را روی خودش کشید و خوابید.
همسر ملا نصرالدین وارد اتاق شوهرش شد و گفت مگر سر و صدا را نمیشنوی؟ ملا که تازه به خواب رفته بود از خواب بیدار شد و گفت، هر چه میخواهد باشد، به ما ربطی ندارد. همسرش از این حرف ملا بسیار ناراحت شد و گفت، این چه حرفی است؟ همسایه حتی از فامیل هم نزدیک تر است و باید از حال و احوال آن ها با خبر باشیم. ملانصرالدین با اصرار همسرش، لباس گرم بر تن کرد و از خانه بیرون رفت و متوجه شد خانهی همسایه دزد آمده، ولی فرصت پیدا نکرده است چیزی را از خانهی او سرقت کند و پا به فرار گذاشته بود.
اهالی محل به دنبال دزد می دوند و او خودش را در خرابه ای پنهان میکند. تا شب هنگام ملا و همسایه ها به دنبال دزد گشتند. هنگام شب دزد ملا را می بیند که به دور خودش پتویی پیچیده است. آن شب هوا بسیار سرد بود و دزد بیچاره از سرما به خود می لرزید و با خود گفت بهتر است پتو را از آن مرد بدزدم. سپس به طرف ملانصرالدین دوید و لحاف را به زور از ملا گرفت و فرار کرد.
ملا خودش را به سرعت به خانهاش برگشت و کنار کرسی نشست. همسرش از او پرسید بیرون چه اتفاقی افتاده بود؟ ملانصرالدین پس از اینکه کمی گرم شد به همسرش گفت، اتفاق خاصی نیفتاده و دعوا سر لحاف من بوده است.