رمان جذاب و ترسناک کوری از ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی
خواندنی › کتاب و رمان
- 97/09/09
نویسنده رمان کوری
رمان کوری از ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی است که نخستین بار در سال 1995 منتشر شدو برنده جایزه نوبل 1998 شد. ساراماگو در این رمان از کوری انسان ها سخن گفته است.
سبک نوشتاری رمان کوری
ساراماگو در این رمان از تلمیح استفاده کرده و با اشاره به نوشته های قدیمی، اثرش را زیباتر و تأثیرگذارتر کردهاست.
مترجمان و انتشاراتی که رمان کوری را منتشر کرده اند
مهدی غبرائی (نشر مرکز)، اسدالله امرایی (نشر مروارید)، ترمه شادان (نشر هنر پارینه)، عاطفه اسلامیان (نشر کتاب آیین)، رضا زارع (هلال نقرهای / آسمان علم / آزرمیدخت / موسسه پر)، زهره مستی (نشر نظاره)، فاطمه امینی (نشر شاپیگان کتاب)، ملیحه وفایی (نشر پیرامید)، زهره روشنفکر (انتشارات مجید)، فاطمه رشوند (نشر آوای مکتوب)، سید حبیب گوهری راد (نشر رادمهر / نشر جمهوری)، نغمه رحمانی (محراب دانش)، مهرداد انتظاری (آراسپ)، فرزام حبیبی (میلاد)، محمدمهدی منصوریان (نیک فرجام)، مینو مشیری (نشر علم)، عبدالحسین عامری شهابی (نشر دبیر)، کوروش پارسا (نشر حوض نقره).
مضمون کتاب کوری
کتاب کوری رمانی در مورد کور شدن و کور ماندن است. در این رمان، هاله ای سفید رنگ بعد از کور شدن افراد مقابل چشمانشان ظاهر می شود.در این کتاب نه شهر نام دارد و نه افراد. ژوزه ساراماگو سعی کرده تا می تواند این کتاب را هولناک بنویسد و به اعتقاد من این کار را به خوبی انجام داده است. در طول خواندن کتاب، وحشت می کنید، از انسان متنفر می شوید، ناراحت می شوید و بسیاری از احساسات مخرب دیگر را هم تجربه می کنید. کتاب کوری که درباره رعایت نکردن حقوق دیگران است و رمان در یک چهار راه آغاز میشود. جایی که اولین نفر به یک کوری عجیب دچار میشود. یک نوع کوری که در آن چشمها سیاهی را نمیبیند بلکه یک نوع کوری سفید است که در آن شخص همه چیز را سفید میبیند، انگار که در یک دریایی از شیر به سر ببرد.
خلاصه رمان کوری
کتاب کوری در یک چهار راه آغاز میشود. جایی که رنگهای چراغ راهنمایی نظم را برقرار میکند و به آدمها میگوید که چه وقت حرکت کنند و چه وقت توقف کنند. اولین مورد کوری در این چهارراه اتفاق میافتد که در آن فردی پشت ماشین خود نشسته و با سبز شدن چراغ حرکت نمیکند. پس از کور شدن اولین نفر رفته رفته افرادی که با مردی که اول کور شد در ارتباط بودند نیز کور میشوند و همینطور به تعداد آنها اضافه میشود. حال دولت که احساس خطر میکند مجبور میشود آنها را از جامعه جدا کند. اکنون دیگر تعداد قابل توجهی از کورها در قرنطینه هستند و به ناچار باید در فضایی وحشتناک به زندگی ادامه دهند و…