معرفی رمان عاشقانه زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
خواندنی › کتاب و رمان
- 98/11/08
عنوان کتاب نیز مصرع اول از غزل شماره 30 حافظ است. این شعر که به غزل شیدایی معروف است، چنین می باشد:
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست / راه هزار چاره گر از چار سو ببست.
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان / بگشود نافه ای و در آرزو ببست
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو / ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست
ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت / این نقش ها نگر که چه خوش در کدو ببست
یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم / با نعره های قلقلش اندر گلو ببست
مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع / بر اهل وجد و حال در های و هو ببست
حافظ هر آن که عشق نورزید و وصل خواست / احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست
داستان کتاب زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
داستان این رمان درباره شیدا، پزشک 25 سالهای است که در شهر کوچکی به اسم هورماش مشغول گذراندن طرح است. شیدا دختر خونگرمی است و عاشق مهمانی و جوشیدن با مردم است. اما در این شهر کوچک مردم و همکارانش سرد هستند و کسی به دنبال برقراری ارتباط عمیق نیست. به نحوی این شهر برای آنها یک مکان موقت است که دیر یا زود آن را ترک میکنند. تنها چیزی که برای شیدا میماند تنهایی است. هنگامی که تنهایی شدت میگیرد و شیدا دیگر تحمل آن را ندارد به فکر پیدا کردن همدمی برای خود میافتد. کسی که در کنار او احساس خوبی داشته باشد. خاطرات خود را مرور میکند و از خواستگاریهای عجیب و غریباش میگوید. از آدمهایی که هیچکدام او را آنطور که باید درک نکردهاند. در این میان به یاد بهروز، اولین کسی که با او رابطهای خوب داشت، میافتد. کسی که سالها پیش در دانشگاه با او آشنا شده بود ولی او را ترک کرده بود. در ادامه یک پیشنهاد عالی پیش روی شیدا قرار میگیرد. دوستش سمیرا به او پیشنهاد میدهد که با هم به هند سفر کنند. شیدا به شدت از این پیشنهاد استقبال میکند و خود را آماده سفر میکند که پس از سالها بهروز دوباره وارد زندگی او میشود. احساسات شیدا نسبت به بهروز هنوز به شدت خود باقی است اما به دلیل شرایط خاصی که وجود دارد، شیدا سفر را کنسل نمیکند. او به سفر میرود تا بهروز نیز در این مدت کارهای ناتمام خود را انجام دهد. اما همهچیز طبق نقشه پیش نمیرود و…
اطلاعاتی درباره رمان زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
این رمان اولین کتاب داستانی نویسنده است. کتابی که به ماجرای عاشقانه و تا حدودی عجیب شیدا می پردازد. شیدا شخصیت برجستهای دارد، دختری فهمیده است که اساطیر یونانی را می شناسد، با بزرگان آشنایی دارد و کتاب های آنان را مطالعه کرده است. اما با همه این ها در زندگی سردرگم است.
گرفتار عشق بهروز است اما نمیداند که آیا باید همچنان گرفتار بماند یا نه. رفتارهای عجیبی از خود نشان میدهد و به طور کامل اجازه نمیدهد عشق مسیر زندگیاش را مشخص کند. از طرف دیگر، بدون عشق هم چیزی ندارد و زندگیاش پوچ به نظر میآید. شاید سفر هند بهترین اتفاق برای او باشد. برای اینکه به ذهنیات خودش سر و سامان بدهد و بتواند مسیر مشخصی را دنبال کند.
ماجراهای کتاب بسیار محدود هستند و مخاطب در این کتاب 296 صفحهای با حجم زیادی از اتفاقات جدی روبهرو نیست. بیشتر اتفاقات کتاب در حاشیه اتفاق میافتد و حتی اگر رخ نمی دادند، به داستان کتاب لطمه ای وارد نمی شد. به عنوان مثال، در سفر هند، شرح ماجراها و اتفاقات جزئی بسیار زیاد است. هرچند خواننده ممکن است از خواندن آنها لذت ببرد اما باید در نظر گرفت که نباید سهم بیشتر کتاب را به خود اختصاص دهد.
داستان عاشقانه این کتاب بسیار ساده و سر راست است و لحظههای پیچیده همراه با تصمیمگیریهای دشوار در آن بسیار کم هستند. انگار اتفاقات به نحوی تنظیم شدهاند که همیشه چیز طبق نقشه پیش برود و خواننده با یک پایان خوب روبهرو باشد. موضوع ساده بودن داستان کتاب، میتواند نقطه ضعف رمان نیز باشد. نقطه ضعف از آن جهت که کتاب شما را درگیر نمیکند. روایت داستان به شکلی نیست که بتواند شما را به چالش بکشد و از شما بخواهد که در یک رابطه عاطفی بهتر عمل کنید.
البته باید اشاره کنم که کتاب به یک ویرایش جدی نیاز دارد تا یکدست شود. در نهایت باید اشاره کنم که اگر شما به رمانی ایرانی، عاشقانه، ساده و خوشخوان که تفکر خاصی لازم ندارد علاقه دارید، میتوانید این کتاب را در ذهن داشته باشید.