رمان تالار گرگ نوشته هیلاری منتل
خواندنی › کتاب و رمان
- 98/01/10
نویسنده رمان تالار گرگ
کتاب تالار گرگ اولین جلد از سهگانهای است که هیلاری منتل در آن بخشی از تاریخ انگلستان که مربوط به دوران حکومت هنری هشتم است را به گونهای جدید بازنویسی کرده است. رمان تالار گرگها در سال 2009 برنده جایزه بوکر شد. هیلاری منتل (Hilary Mantel) پنج سال را صرف مطالعه در تاریخ این برهه زمانی کرده است. او گفته است حساسترین نکته در اینباره این است که داستان با مستندات تاریخی مطابقت داشته باشد. برای اینکه داستان او با تاریخ و واقعیت تناقض نداشته باشد، او برای هر شخصیت یک کارت در نظر گرفت و روی هر کارت توضیحات مربوط به اینکه در هر زمانی آن شخصیت کجا بوده است را یادداشت کرد.
مترجم و انتشارات رمان تالار گرگ
داستان «تالار گرگ» با ترجمه «علیاکبر قاضیزاده» و از سوی انتشارات «کتابسرای تندیس» روانه بازار کتاب ایران شده است.
خلاصه و درونمایه رمان تالار گرگ
در کتاب تالار گرگ (Wolf Hall)، تامس کرامول قهرمان داستان است و باقی افراد سلطنتی در حاشیه قرار دارند. در ابتدای کتاب تالار گرگها ما با تامس کرامول به عنوان یک کودک مواجه میشویم و این در حالی است که او قربانی خشونتهای پدرش است بنابراین خانه را ترک میکند. منتل او را در همین حال باقی میگذارد تا به تنهایی بزرگ شود. دفعه بعدی که ما با او مواجه میشویم در دستگاه حکومتی است و از آنچه که در این سالها بر او گذشته است تنها اطلاعات جزئی ارائه میشود.
در توضیح ناشر از کتاب تالار گرگ آمده است: «این کتاب سرشار از وصف زندگی اجتماعی و اعتقادی مردم انگلستان قرن شانزدهم است. همچشمیهای سیاسی که دامنه آن به خیابان و محلهها و خانهها هم کشیده میشود، دورنمایه تاریخی رمان تاریخی «تالار گرگ» است. زندگی هنری هشتم، توماس کرامول، آن بولین، توماس مور، کاردینال وولزی، و دیگران دستمایه نویسنده برای ورود به زندگی و روان مردم پنج قرن پیش انگلستان است تا به این پرسش بپردازد که انسان در گیر و دار حادثهها تا چه حد میزان استعداد تباهی یا رستگاری دارد. زبان این رمان پرکرشمه و جذاب است. تمام متن در واقع مرور بر یادگاران پررنگ گذشته و عبور از یادمان و خاطرههاست، بی هیچ دقت یا اصرار بر دستهبندی و رعایت تقدم زمانی.»
داستان هنری هشتم که بعد از مرگ برادرش برای حفظ تاج و تخت با همسر برادر از دنیارفتهاش ازدواج کرده و پس از مدتی از آنجا که صاحب فرزند پسر نمیشده میل دارد همسر دیگری اختیار کند تا وارث تخت و تاجش باشد. در این میان زنی به نام آنبولین را انتخاب میکند که در میان عوام شهرت خوبی نداشت برای مخاطب انگلیسی ناآشنا نیست. هنری هشتم برای ازدواج با این زن و طلاق همسر قبلی خود برای پاپ کلیسای کاتولیگ نامهای نگاشت تا حکم طلاق را بپذیرد اما وی نپذیرفت. پادشاه نیز راه دیگری جز زیر پا گذاشتن قسم خود به کلیسای کاتولیک پیدا نکرد و اینجا بود که در قرن شانزدهم کلیسای ملی انگلیس یا همان «اَنگلیکان» شکل گرفت و پادشاه خود را بالاترین مقام مذهبی کلیسای ملی نامید و هرگونه ارتباط خود با کلیسای کاتولیک را به طور کلی قطع کرد. حرکتی که هنری هشتم انجام داد باعث کشتارهای بسیاری پس از کنار رفتنش شد. وقتی دختر «کاتری»ن همسر اول پادشاه به حکومت رسید با کسانی که به کلیسای «اَنگلیکان» ملحق شدند روی خوش نشان نداد و بسیاری از آنها را تبعید کرد و تعداد زیادی را به تلافی بلایی که سر مادر وی آورده بودند به زیر تیغ گیوتین کشاند. زمانی هم که «الیزابت» فرزند «آن بولین» به حکومت رسید بار دیگر کاتولیکهای کشور انگلستان شقاوت بسیاری را متحمل شدند.