چگونه مهارت گوش دادن همدلانه را کسب کنیم
سبک زندگی › مهارت اجتماعی
- 97/09/09
گوش دادن همدلانه چیست و چطور می توان آن را کسب کرد
گوش دادن همدلانه تکنیک ساختار یافتهای برای گوش کردن به صحبتهای دیگران و پرسیدن سوال از آنهاست. بکار بردن این تکنیک باعث میشود از مفاهیم و عواطف طرف مقابل درک عمیقتری پیدا کرده و به این ترتیب روابط خود را بهبود ببخشید. گوش دادن همدلانه شامل تلاش برای درک احساسات و عواطف گوینده، قرار دادن خود به جای طرف مقابل و شریک شدن در افکار اوست.
گوش کردن و نه فقط شنیدن، مهارتی است که فرد در آن تلاش میکند علاوه بر شنیدن مطالب و یا گوش کردن عمیق به صحبتهای شنونده تلاش کند تا احساسات و عواطف فرد مقابل را بشناسد، بفهمد و اگر مشکلی وجود دارد ریشه آن را بیابد.همدردی راهی برای برقراری ارتباطی عمیق با شخصی دیگر است و گوش دادن همدلانه یا درمانی میتواند چالشبرانگیز باشد.
همدردی همانند دلسوزی نیست، بلکه چیزی بیشتر از ترحم و احساس تأسف برای دیگری است (همدردی ارتباط عمیقتری را دربرمیگیرد). یعنی فهم و درک دیدگاه شخص مقابل. در این نوع گوش دادن، قضاوت و یا پیشنهاد و نصیحت جایی نداشته، بلکه بهتدریج گوینده را تشویق به توضیح و تشریح بیشتر احساسات و عواطفش میکنند. مهارتهایی از قبیل: شفافسازی و بازتاب اغلب بهمنظور کمک به پرهیز از سوءتفاهم استفاده میشوند.
گوش دادن مؤثر، درگیرشدن فعالانه در گوش دادن به مخاطب با تمام حواس است. وقتی شما تمام توجه خود را به مخاطب می دهید، جنبه های مختلف پیام او را درک می کنید، پاسخ های مناسبی می دهید و مخاطب هم این توجه شما را درک می کند در نتیجه یک فرایند گوش دادن فعالانه شکل گرفته است.
مزایای گوش دادن فعالانه و موثر یا همدلانه
ایجاد روابط عمیق بین فردی
محبوبیت و جذابیت
حس همدلی
بالا بردن اعتماد به نفس
یادگیری بهتر
گرفتن تصمیمات صحیح
چرا و چگونه باید از مهارت گوش دادن همدلانه استفاده کنیم
استفاده موثر و صادقانه از گوش دادن با همدلی، اعتماد اعضای تیم شما را برای شما به ارمغان میآورد. وقتی همدلانه به آنها گوش فرا دهید، به جای اینکه دنبال برطرف کردن نشانههای سطحی، اما احتمالا خطرناک باشید، میتوانید علت ریشهای مشکلات را پیدا کنید.
صبورانه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید؛ حتی اگر با او موافق نباشید. خیلی مهم است که با تکانهای سر و عباراتی مثل «میفهمم» و «متوجهم» به گوینده نشان دهید که اعتبار افکار و احساساتش را میپذیرید. این پذیرش الزاما به معنی موافقت نیست. تلاش کنید احساساتی که او ابراز میکند را متوجه شوید، درک کنید و همزمان به محتوای این اطلاعات عاطفی هم توجه کنید. فکر کنید یک آینه هستید. افکار و احساسات مخاطب را برایش تکرار کنید.
شنوندهای که همدلی نشان میدهد نمیگذارد گوینده حالت دفاعی به خودش بگیرد. برای این کار سعی کنید سوالهای مستقیم نپرسید، در مورد حرفهایش بحث نکنید و حتی در مورد درست و غلطی حقایق هم جدال راه نیندازید. شواهد را بعدا میشود بررسی کرد. در این لحظه باید تمام توجهتان به حرفهایی باشد که گفته میشود و احساساتی که او نشان میدهد. وقتی طرف مقابل حرفی میزند که نیاز به توضیح بیشتر دارد، خیلی ساده جمله او را به شکل سوالی تکرار کنید.
توجه کنید که چه حرفهایی ناگفته میمانند. بیشتر وقتها، مطالبی که گوینده پیش خودش نگه میدارد به اندازهی اطلاعاتی که با شما سهیم میشود اهمیت دارد. اگر طرف مقابل نظر شما را پرسید، صادق باشید. فقط سعی کنید نظری ندهید که افکار او را تحت تاثیر قرار بدهد یا اینکه باعث ادامه ندادن صحبتش شود. سرانجام به خاطر بسپارید که وقتی اطمینان طرف صحبت خود را به دست میآورید و او میپذیرد که حرفهایش پیش شما محفوظ خواهد ماند، آن وقت است که او میتواند آزادانهتر حرفش را بزند. با این کار برای همه، نتایج موفقیتآمیزتری رقم میزنید.