تاثیر نقش والدین در شکل گیری شخصیت فرزندان
سبک زندگی › فرزندان
- 97/10/03
فشارهای بی امان برای کسب نمرات بسیار بالا را تعدیل کنید و به دیگر مهارتها و استعداهای فرزندتان بی اعتنا نباشید، چراکه فرزندان شما ماشین درس خوانی نیستند که تنها وظیفه شان درس خواندن باشد.کسب موفقیتهای هر چند کوچک فرزندتان در فعالیتهای هنری و ورزشی را تشویق و سعی کنید پاداش در نظر گرفته شده بلافاصله به کودک داده شود، در هنگام انتقاد از فرزندتان ابتدا به ویژگیهای مثبت او اشاره و سپس مواردی که میتواند در آنها بهتر باشد را با لحنی صمیمانه ذکر کنید.به عنوان مثال «مامان جان، شما کارهایت را درست انجام میدی و من واقعا خوشحالم از این بابت فقط اگر اسباب بازیهایت را هم بعد از بازی کردن جمع کنی عالی میشه.»
با رعایت کردن حق همسر و احترام گذاشتن به او در حضور فرزندان می توان الگوی خوبی برای فرزندان باشید. چرا که هر یک از والدین تعیین کننده نگرش کودک نسبت به والد دیگر هستند. مشخص کردن مرزهای بین اعضاء خانواده و وظایف آنان. در گذشته این نقشها و وظایف تعریف شده بود. مثلاً پدر بهعنوان نانآور خانواده، ولی امروزه بهدلیل تغییر ساختار جوامع وظایف اعضاء خانواده باید دوباره تعریف شوند تا بهویژه از سردرگمی و تشویش کودکان در خانواده جلوگیری شود.تعیین انتظارات والدین از فرزندان و معیارهای اخلاقیشان برای قضاوت.مهم است که کودکان بدانند رفتارهای قابل قبول و غیرقابل قبول از دید والدین کدامند و نکته دیگر اینکه باید موضع هر دو والد در قابل این رفتارها یکسان باشد یعنی هر دو یک رفتار را بد یا خوب بدانند.
انتظارات خود را با توجه به سن و هوش فرزندتان تنظیم کنید، چرا که برخی از والدین با انتظارات بیش از حد،فشار قابل توجهی به کودک وارد میکنند که این مساله موجب کاهش انگیزه و اعتماد به نفس او میشود. کسب مهارت فرزندانتان را به گونهای برنامه ریزی کنید که هر بار یک گام کوچک به جلو بردارد، انتظار پیشرفت سریع، شکستهای پی در پی فرزندتان و در ادامه بی انگیزگی او را در پی خواهد داشت، در این شرایط باید فرزندتان را با ویژگیهایی که دارد بپذیرید.
اگر فرزندمان کار ناشایستی انجام داد به او برچسب پسر / دختر بد نزنیم بلکه بگوئیم این کار بد است زیرا، با تصور ”بچه بد بودن“ کودک هم حمایت را از دست میدهد و هم عزت نفسش را. خدشه وارد کردن بر شخصیت فرزندتان با بکار بردن جملاتی همچون «تو یک تنبل واقعی هستی» موجب میشود تا هیچ انگیزهای برای اصلاح در وجود او باقی نماند. والدین باید بدانند که تقویت انگیزه کودکان در تمام ابعاد زندگی همچون روابط خانوادگی، ثبات هیجانی و عاطفی و پیشرفت تحصیلی بر آنها تأثیر میگذارد و دستاوردهای پیش روی آنان را در آیندهای نه چندان دور رقم خواهد زد.از بچه ها بهعنوان سپر بلا استفاده نکنیم و خود را پشت آنان مخفی نکنیم تا به این وسیله به اهداف خود برسیم. گاه دیده میشود که یکی از والدین خواسته خود را بهعنوان خواسته کودک مطرح میکند یا حرف خود را از طرف کودک میزند. بهجای فرزندمان تصمیم نگیریم.
به او نگوئیم اینکار را انجام نده بلکه بگوئیم آن کار را انجام بده. بهعنوان مثال نگوئیم غذا را با دست نخور، بگوئیم غذا را با قاشق بخور.اعمال و حرکات او را مستقیماً کنترل نکنیم بلکه از دور مراقب او باشیم تا وی به توانائیهای خود شک نکند.حریم خصوصی او را محترم بشماریم. حتماً زمان وارد شدن به اتاق او اجازه بگیریم تا هم او یاد بگیرد که به حریم خصوصی دیگران باید احترام گذاشت و هم بداند که جای امنی دارد که هیچکس بدون کسب اجازه از او نمیتواند به آن وارد شود.
ریشه موفقیت فرزندان در طول زندگی در پرورش انگیزه و عزت نفس آنها در دوران کودکی است و کسب انگیزه و اعتماد به نفس در سالهای اولیه زندگی پایگاهی مستحکم برای فرزندان فراهم میکند تا در هنگام مواجه شدن با مشکلات شخصی، فشارهای جامعه و همسالان از راهکارهای پخته تری استفاده کنند.انگیزه در وجود هر فردی با توجه به تجارب شخصی و بازخوردهای اطرافیان کم یا زیاد میشود، چگونگی برداشت هر کودک از خود در کیفیت روابط،عواطف و همچنین یادگیری او موثر است.