داستان کوتاه دو خواهر و درخواست از کائنات
خواندنی › داستان و حکایات
- 97/08/23
خواهر دیگر که بدخلق و اخمو و متین و سنگین بود هم برعکس از شیوانا خواست تا برای مشکلات ناراحت کننده و اتفاقات آزاردهنده ای که هر روز در زندگی او و همسر و فرزندانش رخ می دهد چاره ای بیاندیشد. زن بد اخلاق گفت که حتی لحظه ای در منزل آن ها سکوت برقرار نیست و همه به شکلی سرهمدیگر غر می زنند. او گفت که بچه ها و همسرش بر سر مسائل خیلی جزیی شروع به عصبانیت و کج خلقی می کنند و با بزرگ نمایی مشکلات ریز و نادیدنی چنان معرکه ای راه می اندازند که نهایتا با دعوا و گریه و دشنام موضوع موقتا به پایان می رسد.
شیوانا مات و مبهوت به دو خواهر نگاه کرد و گفت: خوب شما الآن از من چه می خواهید؟
خواهر بدخلق و ناراحت گفت: این کاینات و خالق هستی کجاست که به زندگی من آنچه می خواهم را عطا کند و مرا از این دردسر و ناراحتی برهاند؟ پس چرا هر چه دعا می کنم آنها به من کمک نمی کند؟
خواهر خوش مشرب و شاد هم گفت: حالا دو دقیقه نخندیدن که چیزی از ما کم نمی کند! چرا خالق کاینات ما را برای دو دقیقه سنگین و متین و باوقار نمی سازد تا حقمان را از دست فرصت طلبان بگیریم؟ و بعد خواهر شوخ به خنده گفت: حالا دو دقیقه ده ثانیه هم شد اشکالی ندارد و بعد قاه قاه شروع به خندیدن کرد.
شیوانا به سمت خواهر کج خلق و غرغرو رو کرد و گفت: کاینات دارد به تو کمک می کند. تو غرغر و بدخلقی و نگاه طلبکارانه به زندگی را انتخاب کردی و کاینات هم با فراهم ساختن مشکلات سخت و شرایط ناراحت کننده ، امکان غر زدن و ناراحتی بیشتر(یعنی همانی که خواستی ) را برایت مهیا می سازد.
و سپس شیوانا رو به خواهر خوش مشرب انداخت و گفت: مشکل تو هم این است که حتی به کاینات دو دقیقه فرصت سرسنگینی با خودت را نمی دهی و بلافاصله دو دقیقه را به ده ثانیه کاهش می دهی. تو خودت مسیر بی خیالی و شادی بیش از حد و شوخی انگاشتن همه چیز را انتخاب کرده ای! کاینات هم با جرقه زدن صحنه های خنده دار مقابل چشمان تو و اطرافیان ات به تو کمک می کند تا به آنچه می خواهی یعنی شکار خنده از هر اتفاق ساده در زندگی دست یابی. در واقع خالق هستی همین الآن در حال دادن همان چیزی است که شما در اعماق وجودتان درخواست کرده اید. وقتی همه چیز درست کار می کند شما چرا نزد من آمده اید؟