قرارداد ننگین دیگری بین ایران و روسیه به نام آخال در دوره قاجار
خواندنی › تاریخ
- 97/08/25
مهمترین محورهای قرارداد آخال و نتایج آن
پیمان آخال به ظاهر تفاوتهای زیادی با قراردادهای ترکمنچای و گلستان داشت؛ ولی از یک منظر نمونه به مراتب بدتری از آن دو بود. دو قرارداد ترکمنچای و گلستان در شرایطی به پادشاهان قاجار تحمیل شد که نظامیان ایران در مقابل ارتش روسیه شکست خوردند و توانایی مقابله دوباره با این کشور را نداشتند. ولی در پیمان آخال، هیچگونه برخورد جدی میان ایران و روسیه اتفاق نیفتاده بود و فشار نظامی از سوی روسها به ایران وارد نشده بود. در نهایت به واسطه ضعف ساختار دفاعی و مدیریتی حکومت قاجار و شخص ناصرالدینشاه، این پیمان که دارای چهار محور بود با امضای مؤتمنالملک (وزیر خارجه ایران) و ایوان زینوویف (فرستاده روسیه) در 23 آذر سال 1260 ه. ش. به صورت رسمی به اجرا درآمد. نکته قابل تأمل در خصوص این معاهده این است که روسها با بهانه برقراری امنیت در منطقه ترکمنها و آخال شاه قاجار را راضی به انعقاد قرارداد کردند، ولی تا سالیان دراز شاهد آن بودیم که این کشور نتوانست به طور کلی شورشهای ترکمنها را سرکوب کند.
بخش نخست آن به مسأله تعیین مرزها و علامتگذاری آنان مربوط میشود. در توضیح این بخش باید گفت که این بخش به خودی خود بخش قابل توجهی از سرزمینهایی که به ایران تعلق داشت برای همیشه از ایران گرفته شد. در ادامه این بخش نیز یک مسأله قابل تأمل دیگر وجود دارد و آن اینکه روسیه برای ضربه زدن به ترکمنها، مرز را طوری ترسیم کرد که قبایل و طوایف ترکمنها از هم پاره شده و بخشی تحت حاکمیت ایران و بخشی نیز در کشور روسیه قرار گرفت.
ولی این بخش دوم معاهده آخال است که خسارت جبران ناپذیری به ایران وارد میکند. روسیه طوری مرزها را در معاهده آخال ترسیم کرده بود که علاوه بر انتقال بهترین ناحیه آن منطقه به کشور خود، خطر بسیار بزرگی برای صنعت و کشاورزی خراسان ایران نیز به وجود میآورد. جالب اینجاست که ناصرالدینشاه قاجار حتی به این بخش از پیماننامه توجه نکرد و بدون هیچ اعتراضی آن را پذیرفت.

براساس این قرارداد، روسیه کوههای مرتفع را در مرزهای خود قرار داده بود و به این ترتیب آب و چشمههای حاصله از این کوهها نیز متعلق به روسیه بود. چنین ترسیمی این امکان را به روسیه میداد که در هر زمانی، مانع از انتقال آب به ایران شود. علاوه بر اینها، دولت ایران نیز متعهد شده بود در مسیر آب نه روستای جدیدی دایر کند و نه بیش از حد مجاز کشاورزی تعیین شده آب مصرف کند. در واقع ناصرالدین شاه یکی از بهترین نواحی که میتوانست آب کشاورزی خراسان را فراهم آورد و یک منطقه اقتصادی، صنعتی و کشاورزی پیشرفته ایجاد کند را بدون هیچ دردسری به روسیه تقدیم کرد.
نتیجه گیری پیمان آخال
در خصوص پیمان آخال یک نکته قابل ذکر وجود دارد و آن هم تأثیر انگلیس در انقعاد آن است. در آن زمان، کشمکش انگلیس و روسیه بر سر مستعمرات فروکاسته بود و انگلیس این امکان را به روسیه داد که تا حد ممکن در منطقه قفقاز پیشروی کند و توجهش از هند برداشته شود. این در حالی بود که ناصرالدین شاه در تصور کمک انگلیس به خودش بود.
به طور کلی باید گفت پیمان آخال دستاورد مثبتی برای ایران نداشت که هیچ، این نتایج را برای ایران به همراه داشت: نخست اینکه در ازای هیچ منفعتی، بخش قابل توجهی از زمینهای ایران به روسیه واگذار شد. ناصرالدین شاه با تصور اینکه شورش ترکمنها با این قرارداد برای همیشه از بین خواهد رفت، اقدام به امضای آن نمود، این در حالی است که حداقل تا پایان حیات وی هیچگاه ترکمنها سرکوب نشدند. مسأله دیگر اینکه منطقه آخال و ترکمننشین شمال خراسان، معبر داد و ستد ایران با قفقاز بود. واگذاری این مناطق به روسیه منجر به باجدهی ایران به آن کشور و از دست دادن فرصتهای مناسب اقتصادی بود.