تفاوت میان رهبر واقعی با رئیس واقعی در سازمان چیست
سبک زندگی › کار و تجارت
- 97/09/15
آشنایی با خصوصیات یک رهبر
رهبر علاوه بر سود شرکت، به سود افراد گروه هم اهمیت می دهد. رهبر همراه دنبال کنندگانش به دنبال راه حل می گردد. رهبر کسی است که با تأثیرگذاری، الهام بخشیدن، حمایت و تشویق گروهی افراد، به طور مداوم برای دستیابی به هدف تلاش می کند. رهبر دنبال کننده دارد نه کارمند. رهبر کیفیت عملکرد به اندازه ی نتیجه ی آن اهمیت دارد .رهبر سعی می کند به رفع اشتباهی که صورت گرفته کمک کند و تشویق کننده است. رهبر بیشتر از اینکه صحبت کند، گوش می کند. رهبر رفتارش بر اساس ارزشها است نه قوانین . رهبر به دنبال کنندگانش به خوبی می آموزد که چطور باید کاری را انجام دهند. رهبر مسئولیت اشتباهاتش را به عهده می گیرد. رهبر همیشه آماده و درحال یادگیری است. رهبر با توجه به حسن نیت، رفتار و کیفیت شخصیتش احترام کسب می کند. رهبر به دنبال ایجاد تعهد در اعضای گروه است نه کنترل آنها و همواره به آنها انگیزه می دهد. رهبر به جای واگذاری صرف مسئولیت ها به آنها نفوذ و قدرت هم می دهد .
آشنایی با خصوصیات یک رئیس
رئیس معتقد است که همه چیز را می داند. رئیس با توجه به قدرت و نفوذی که دارد احترام کسب می کند. رئیس بیشتر از اینکه گوش کند، صحبت می کند. رئیس همیشه به فکر سود خود و شرکتش است. رئیس فردی است که به کارکنان دستور می دهد و به شیوه ای آمرانه رفتار می کند، به دنبال کنترل است و به کارکنان می گوید که چه کاری انجام دهند. یک رئیس کارکنان و زیر دستان خود را دارد. برای رئیس نتیجه اهمیت دارد نه عملکرد . رئیس در صورت بروز یک اشتباه فرد را سرزنش می کند و تنبیه گر است. رئیس همیشه به دنبال مقصر می گردد . رئیس از کارمند راه حل می خواهد. رئیس بسیار خوب می داند چگونه یک کار خاص را انجام دهد، اما به کارکنانش یاد نمی دهد و فقط از آنها توقع دارد که آن کار را به انجام برسانند. رئیس کارکنانش را کنترل می کند و مسیر را مشخص می کند .رئیس بر اساس استانداردها، هنجارها و قوانین سازمان تصمیم می گیرد. رئیس فقط وظایف و مسئولیت ها را به کارکنان خود اختصاص می دهد نه مقام و نفوذ.
آشنایی با تفاوت بین رهبر و رئیس
دوست داشتن مردم ، شما نمیتوانید بدون داشتن حس لذت از کار کردن با مردم، عملا یک گروه را رهبری کنید. مردم که مهرههای بیروح شطرنج نیستند، هر یک از آنها آدمهای با شخصیتهای واحد و تواناییها و نبوغ خاص خودشان هستند. به عنوان یک رهبر شما باید از کمک کردن به مردم و نظاره کردن موفقیت آنها لذت ببرید.
خیلیها فکر میکنند که به هر کسی که در صدر یک شرکت بزرگ نشسته و مسئولیت امر و نهی و اتخاذ تصمیمات مهم و کلیدی را دارد، میشود هم رئیس گفت و هم رهبر.اما این دو واژه به هم متفاوت هستند و هر رئیسی لزوما یک رهبر واقعی نیست.
رهبران خوب انعطاف پذیر هستند، رؤسا در مسیری که اتخاذ کردهاند، خیلی سفت و سخت هستند، اما رهبرهای خوب میدانند که به تناسب ویژگیهای اعضای گروهشان، گاهی لازم میشود که راهبرد خود را تغییر بدهند.
محول کردن کارها به نمایندگان خود ، رهبران خوب ترسی از محول کردن کارهای مهم به معاونان و افراد زیردست خود ندارند، اما رؤسا از آنجا که اعتماد لازم به زیردستان خود را ندارند، مجبورند سررشته همه چیز را شخصا به دست بگیرند.
گروه خود را راهنمایی کنید نه کنترل ، سبک مدیریت بعضی از رؤسا این است که هر فعالیت کوچکی را کنترل کنند، آنها هیچ وقت نمیتوانند رهبر شوند، جامه رهبری برای آنها دوخته نشده است و حداکثر میتوانند مدیران کوچکی بشوند. رهبران خوب میدانند که گروهشان میتواند در صورت جهتدهی درست و حمایت، به نتایج بزرگ برسد و نیازی به کنترل آنها نیست. این رهبران گروهشان را توانمند میکنند.
رؤسا دوست دارند که وقتی تیمشان به موفقیتی دست یافت، این موفقیت را به حساب ریاست موفقیت خود، جا بزنند، اما اگر نتیجه رضایتبخش نبود، زیردستان خود را مقصر میدانند. اما رهبران، در مقابل، میدانند که همه موفقیتها نتیجه تلاش گروهی زیردستانشتان است، آنها به هنگام موفقیت تلاش زیردستهای خود را ارج مینهند و هیژ گاه به هنگام شکست، مسئولیت و سهم خود را فراموش نمیکنند.
رؤسا با سیاست ترس افکندن در دلهای زیردستان میخواهند آنها را مجبور به انجام درست کارها کنند. اما رهبرهای خوب، به درستی شناسایی کردهاند که چه چیز باعث میشود که هر عضو گروهشان با بهترین شرایط کار کند. رهبران خوب انگیزه میدهند و تشویق میکنند. آنها میکوشند که به تک تک کارمندهای خود بزرگی و شخصیت بدهند، حتی اگر آنها در بدو امر، بزرگی را در درون خود حس نکنند. رهبران خوب، موفقیتها بزرگ یا کوچک گروه را تبریک میگویند یا جشن میگیرند، آنها بزرگترین طرفدار گروهشان هستند.
رؤسا از خطر کردن همیشه پرهیز میکنند، مبادا که شکست احتمالی به حساب آنها نوشت شود. اما رهبرهای خوب میدانند که بزرگترین موفقیتها به هنگامی ارسال میشوند که خطرهایی را بر تن هموار کنید. اما رهبران تیم خود را برای انجام کارها نو توانمند میکنند و تشویقشان میکنند. آنها هر اشتباه یا ناکامی را فرصتی برای پیشرفتهای بعدی، به حساب میآورند.