داستان زیبای سیاوش و سودابه از سری داستان های شاهنامهسیاوش از ازدواج زنی از سلاله گرسیوز با کیکاووس زاده شد. از آنجا که دربار، جایی مناسب برای پرورشِ سیاوش نبود؛ کیکاووس، سیاوش را به رستم سپرد تا وی را بپرورد و بیاموزد. رستم، در زابلستان، سیاوش را آیینِ سپاه‌راندن و کشورداری آموخت و برخی از شایسته‌ترین ویژگی‌های خود همچون سوارکاری، تیراندازی، پرتاب کمند، شکار و همچنین هنرهای اخلاقی را به وی منتقل ساخت.
پس از آنکه سیاوش از زابلستان به کاخِ پدر بازآمد، کاووس وی را نواخت و به شادیِ آمدنِ فرزند جشنی برپا کرد. سیاوشِ خوش‌چهره چنان است که همه از زیبایی وی هم‌چون یوسف، حیرانند. از سویی دیگر، روحیات اخلاقی نیک از جمله پاکدامنی و شرم نیز از ویژگی‌های بارز وی است.
سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکاووس، پس از بازگشت سیاوش و دیدن او شیفته سیاوش شد. چنان‌که در نهان، پیکی به سوی سیاوش فرستاد و او را به شبستان شاهی فراخواند اما سیاوش نپذیرفت.
روزی دیگر، سودابه نزد کیکاووس رفت و از وی دستوری خواست که سیاوش را به شبستان بفرستند تا وی از میان دختران همسری برای خود برگزیند. سیاوش نیز به ناچار و برای اطاعت از دستور پدر به شبستان رفت. سودابه پس از رفتن دختران از زیبایی سیاوش تعریف کرده و به سیاوش پیشنهاد رابطه داد که با امتناع سیاوش روبرو شد.
در بار سوم سودابه، سیاوش را به نزد خویش فراخواند و خود را به وی عرضه کرد اما سیاوش برآشفت و به تلخی از آنجا برخاست.
سودابه با وارونه جلوه دادن ماجرا کاووس را باخبر و سیاوش را متهم ساخت.
کاووس پس از شنیدن حرف‌های سودابه، در این اندیشه بود که سیاوش را به کیفر گناه بکُشد اما برای آزمایش، نخست جامه و دست سودابه را بویید و در آن بوی مُشک و گلاب و شراب یافت و در دست‌وبر سیاوش، بویی به مشامش نرسید. پس دانست که سودابه به ناراستی سخن گفته است و پسرش سیاوش بی‌گناه است.
هنگامی که کیکاووس به ناراستی سخنان سودابه پی برد، خواست که سودابه را بکُشد اما از شاه هاماوران اندیشه کرد که به کین‌خواهی برخواهد خواست؛ پس به سخن موبدان، آتشی برپا کرد تا به این روش، گناهکار را از بی‌گناه جدا سازد.
سیاوش شخصیتی است که اهل سازش است و یکسره از خشونت دوری می‌کند. با اینکه کاووس می‌داند که سودابه گناهکار است اما با این‌حال بر رأی موبدان و انتخاب خود سیاوش، گذشتن از آتش را برای آزمون راستی می‌پذیرد اما سودابه از آزمون سرمی‌پیچد.
هیزم‌کشان صد کاروان شتر هیزم گردآوری می‌کنند و دو کوه بلند هیزم درست می‌کنند.
پس سیاوش که این آزمون را پذیرفته روز دیگر در خرواری از آتش که کاووس برافروخته بود با لباسی سپید و کفن‌پوش و کافورزده با اسب شبرنگ خویش ـ که بهزاد نام داشت ـ وارد شد و کاووس را آشفته و خجالت‌زده یافت.
سیاوش پس از دلداری دادن پدر، کفن‌پوشان با اسبش به میانه آتش زد و تندرست از آن‌سوی بیرون آمد.
پس چون بی‌گناهی سیاوش بر شاه آشکار شد، شاه خواست که سودابه را بکُشد اما سیاوش میانجیگری کرد و از این کار جلو گرفت و خواهان بخششِ او از سوی شاه شد و کی‌کاووس نیز سودابه را بخشید و از گناه او چشم پوشید.
افراسیاب کشور پهناوری تا چین را به سیاوش داد و سیاوش با فرنگیس و پیران ویسه به سوی آن سرزمین رفته و گنگ دژ را بنا می‌کند.
advertising
advertising
آخرین های داستان و حکایات
داستان زیبا و آموزنده آرایشگر و مشتری

داستان زیبا و آموزنده آرایشگر و مشتری

داستان و کاربرد ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم

داستان و کاربرد ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم

داستان اعدام محمد کریم مبارز مصری توسط ناپلئون بناپارت

داستان اعدام محمد کریم مبارز مصری توسط ناپلئون بناپارت

داستان و کاربرد ضرب المثل وای به حال شما که جوال جوال میبرید

داستان و کاربرد ضرب المثل وای به حال شما که جوال جوال میبرید

داستان زیبای رویای تاجر

داستان زیبای رویای تاجر

advertising
آخرین های خواندنی
فال  پی ام سی این هفته از شنبه 26 مرداد تا جمعه 1 شهریور

فال پی ام سی این هفته از شنبه 26 مرداد تا جمعه 1 شهریور

کتاب سفر به دور اتاقم نوشته اگزویه دومستر

کتاب سفر به دور اتاقم نوشته اگزویه دومستر

جملات کوتاه و خنده دار

جملات کوتاه و خنده دار

شعری زیبا از شیخ بهایی در باب مناجات و تقرب جستن به خداوند

شعری زیبا از شیخ بهایی در باب مناجات و تقرب جستن به خداوند

طنز فال بدبختی

طنز فال بدبختی

advertising
محبوب ترین های خواندنی
شعری زیبا از شیخ بهایی در باب مناجات و تقرب جستن به خداوند

شعری زیبا از شیخ بهایی در باب مناجات و تقرب جستن به خداوند

شعر دختر خورشید از اشعار امیر هوشنگ ابتهاج

شعر دختر خورشید از اشعار امیر هوشنگ ابتهاج

شعر زیبای نگاه آشنا از اشعار سیمین بهبهانی

شعر زیبای نگاه آشنا از اشعار سیمین بهبهانی

طنز فال بدبختی

طنز فال بدبختی

داستان اعدام محمد کریم مبارز مصری توسط ناپلئون بناپارت

داستان اعدام محمد کریم مبارز مصری توسط ناپلئون بناپارت

advertising