جملات و اشعار کوتاه در مورد مادر
خواندنی › شعر و ادبیات
- 97/12/06
بر روی خاک معجزه آسا نشسته است
مادر پرنده ایست که با بال های خیس
بر شاخه شکسته رویا نشسته است
**********
مادر را مهربانی تعریف کردم اما تعریفی ناقص بود.
مادر را ایثار تعریف کردم اما ناقص بود.مادر را صبور نام نهادم اما ناقص بود.
مادر را زیبایی معنی کردم باز هم ناقص بود.مادر را محبت تعریف نمودم ناقص بود.
مادر را بخشنده معنی کردم اما ناقص بود.و مادر را عشق تعریف کردم اما باز …
**********
از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم
باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم !
**********
ای دل نگران که چشم هایت بر در
شرمنده که امروز به یادت کمتر
جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق
مظلومترین عاشق دنیا! مادر!
**********
مادر! من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم ،
زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی به خاطر من …
**********
گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهد
جز گپ ریز ریز با مادرم
هی من حرف بزنم
هی او چای تازه دم بریزد
هی چایام سرد بشود
هی دلم گرم
آنجا که چایات سرد میشود
و دلت گرم
خانه مادر است
**********
تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از عطرتو سرشار است
از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند
پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است.
**********
چه تاثیر دلنشینی دارد
” غصه نخور ، درست میشود ” گفتن های مادر ،
اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد
**********
مادر اولین زیباترین واقعی ترین و پابرجاترین عشقی است
که انسانها تجربه میکنند .
تا بی نهایت دوستت دارم مادرم
**********
من به عشق در یک نگاه اعتقاد دارم
چون در اولین نگاه زندگیم مادرم رو دیدم!