بیوگرافی حیدر مظهر شاعر و روزنامه نگار کرمانشاهی دوره معاصر

خواندنیزندگی نامه

- 97/09/25
بیوگرافی حیدر مظهر شاعر و روزنامه نگار کرمانشاهی  دوره معاصرحیدر مظهر در 22 ربیع‌الاول 1313 قمری در کرمانشاه در خانواده‌ای کردزبان به دنیا آمد. پدرش غلامرضاخان کرمانشاهی از بازرگانان به نام کرمانشاه و سنندج بود. حیدر مظهر در کرمانشاه به انتشار روزنامهٔ پراو پرداخت که نخستین شمارهٔ آن در 30 بهمن 1306 منتشر شد. این نشریه به انتقاد از حکومت وقت می‌پرداخت و به دستور دولت وقت توقیف شد. مظهر همچنین در سازمان‌ها و انجمن‌های آزادی خواه روزگار خود فعالیت می‌کرد و در همین راستا به همراه دوستان هم فکرش بازداشت و زندانی گردید

درگذشت حیدر مظهر


حیدر مظهر در 29 خرداد 1347 درگذشت. مجموعه آثار و غزلیات وی به کوشش فرزندش فرهنگ مظهر در سال 1390 در انتشارات کرمانشاه به چاپ رسید.

محتوای اشعار حیدر مظهر


وی در برخی از اشعارش به طرفداری از کشاورزان و کارگران پرداخته و بسیاری از اشعار خود را به رنجبران تقدیم نموده است. همچنین بسیاری از اشعار وی در ستایش ایران و وطن پرستی سروده شده‌است. مظهر پیوسته به کار مطالعه و سرودن شعر و شرکت در انجمن و سازمانهای فرهنگی مشغول بود و با دوستان شاعر و سرایندگان و نویسندگان سرشناس هم دوره خود و بخصوص شباب کرمانشاهی دوستی و مکاتبه داشت. ایرج رضایی متخلص به انور کرمانشاهی برادرزادهٔ حیدر مظهر و از شعرای کرمانشاه از شاگردان وی بود.

فعالیت های حیدر مظهر


تأسیس و انتشار روزنامه پرآو در تاریخ 30 بهمن 1306
عضو انجمن ادبی سخن کرمانشاه
عضو انجمن ادبی فصاحت

توصیف دیگران از حیدر مظهر


فرشید یوسفی در کتاب باغ هزار گل دربارهٔ حیدر مظهر چنین می‌نویسد:
حیدر فرزند غلامرضا متخلص به مظهر در بیست و دوم ربیع‌الاول هزار و سیصد و سیزده قمری پای به عرصه وجود نهاد، تحصیلات متداول زمان را نزد استادان وقت فرا گرفت و بکار تجارت مشغول گردید.
شباب کرمانشاهی که با حیدر مظهر مراودهٔ ادبی داشت در آغاز غزلی از حیدر در انجمن فصاحت نوشته:
ادیب کامل آقای مظهر کرمانشاهی از اعضای انجمن و نظامت داشته‌اند، اخیراً به سبب شعبه تجارتی که در کردستان دارند به کردستان رفته در تصفیه امور خود مشغول هستند.

نمونه هایی از اشعار حیدر مظهر


جز وفاداری چه باشد در جهان تقصیر ما می نشاید جز کمند زلف تو زنجیر ما
بر وفای تو نیفزوداز جفایت کم نکرد دیدهٔ لبریز خون و آه بی تاثیر ما
عاقبت معمورهٔ دل شد خراب از دست غم از کرم ساقی بجامی باده کن تعمیر ما
طایر دل می‌طپد در سینهٔ ما بی رخت از پی آسایش دل، چون بود تدبیر ما؟
بهرهٔ ما هجر و وصلت شد نصیب دیگران از که نالم کز ازل اینطور شد تقدیر ما
غیر محنت حاصل ما کو در این دیر خراب دایه از پستان محنت داده گویا شیر ما
کلک ما مظهر کند تقریر ذکر عاشقی تا که گوش اهل عالم پر کند تقریر ما
advertising