مشکلات روانی بعد از کنکور گریبانگیر کنکوری ها و والدین آنها
پزشکی و سلامت › روانشناسی
- 98/04/17
يك روانشناس درباره نحوه مقابله با ناكاميهاي ناشي از كنكور ميگويد: اينكه دانشآموزان در صورت عدم دستيابي به موفقيت احساس نارضايتي كنند كاملا طبيعي است و با گذشت زمان همگان ميآموزند كه در زندگي نميتوان به هر چه ميخواهند برسند. اميرهوشنگ مهريار ميافزايد: بنابراين ميتوان از ناكاميهاي زندگي آموخت و به اين ترتيب دانشآموزان خود را براي ورود به زندگي بزرگسالان آماده ميكنند.
او تاكيد ميكند: عدم موفقيت در كنكور براي افرادي كه خانوادههاي آنها اصرار به موفقيت فرزندانشان دارند از اهميت ويژهاي برخوردار است. اين استاد دانشگاه تاكيد ميكند: عدم موفقيت در دستيابي به هدف زمينه ناكاميها از جمله افسردگي و اضطراب را افزايش ميدهد. به گفته او در چنين شرايطي خانواده نقش مهمي در حمايت از افراد بازي ميكنند؛ به اين معني كه خانواده ميتواند با حمايت از نوجوانان و با دلداري و اميدواري دادن به آنها كمك كند تا اين شكست را بزرگ تلقي نكرده و فكر نكند كه دنيا به آخر رسيده است. مهريار ميافزايد: به عبارت ديگر كمك، همدلي، توجه خانواده و اطرافيان ميتواند در گذر از اين بحران برای نوجوانان ثمربخش باشد.
اين روانشناس با بيان اينكه ناراحتي و سرخوردگي در ميان افرادي كه به نوعي در كنكور موفق نميشوند طبيعي است، تاكيد ميكند: متاسفانه در برخي مواقع شاهد خودكشي نوجوانان به دليل عدم موفقيت در كنكور هستيم كه خوشبختانه تعداد اين افراد اندك است. اغلب اين افراد به دليل اينكه خانواده اصرار بر موفقيت آنها در كنكور دارد اين موضوع برايشان مهم جلوه ميكند. به گفته اين روانشناس اينكه چگونه بتوان با نارساييهاي موجود مقابله كرد جاي تامل دارد. بالطبع در افرادي كه زمينه افسردگي وجود ندارد به نسبت راحتتر ميتوان اين نارساييها را مديريت كرد و داشتن پشتيبان ميتواند به اين افراد دلگرمي بدهد تا به اين ترتيب بتوانند اين بحران را سپري كنند. در واقع جمعيت اندكي هستند كه در مواقع بحراني در معرض خودكشي يا اقدامات افراطي قرار ميگيرند. در چنين شرايطي بايد اطرافيان آنها كنار آنها باشند و در صورت بروز مشكل بايد فرد در معرض آسيب به روانشناس مراجعه كند.
کنکور و روزهای پس از آن
از کنکور به عنوان رخداد اصلی نظام آموزشی کشور یاد میشود. آزمونی که آینده تحصیلی دانشآموزان را تعیین میکند و همواره از حساسیتهای بالایی برخوردار بوده و نام آن با استرس گره خورده است. افسردگی و ناامیدی و یا افت تحصیلی، عمده تبعاتی است که داوطلبان بعد از ناکامی در ورود به دانشگاه و یا عدم قبولی در رشته مورد نظر با آن مواجه میشوند. شاید بتوان کنکور را به دو مرحله قبل از کنکور و مرحله بعد از آن تا اعلام نتایج تقسیم کرد، دو مرحلهای که ممکن است برای بسیاری از افراد مراحلی سخت و پراسترس باشد که میتواند در تمام زندگی تاثیر بگذارد. کنکور امسال هم برگزار شد و گذشت اما هنوز کنکور، غول ترسناکی برای دانشآموزان و دردسر مزمنی خانوادهها است. باید پرسیده شود که اصلا چرا کنکور در جامعه و مردم این چنین بزرگ و مهم شده است.
چرا کنکوری ها افسرده می شوند؟
هر يک از ما ممکن است زماني دچار افت روحي شويم شايد گاهي از اين که شرايط بر وفق مراد ما نيست، نااميد و سرخورده شويم. اين شرايط معمولا بسيار دشوار يا حتي غير قابل تغيير به نظر مي رسد. افراد در چنين مواقعي نسبت به آينده خود، افکاري منفي دارند.
اگر شما نيز اين روزها در حال تجربه چنين احساساتي هستيد با راهکارهاي زير مي توانيد به خود کمک کنيد:
به خداوند توکل کنيد و بدانيد که سرنوشت همه را، او رقم مي زند و بر خير و شر ما از ما آگاه تر است. پس با ياد او، خود را آرام و اميدوار کنيد. هر رقابتي که برنده دارد، طبعا بازنده هايي نيز به همراه خواهد داشت. زندگي فقط برنده شدن نيست پس سعي کنيد از شکست ها و تجارب خود برداشت درستي داشته باشيد و براي جبران آن برنامه ريزي کنيد. هر پايان سر آغاز شروعي ديگر است. امروز يک شروع تازه است پس دست از فکر کردن به اين که چه خواهد شد، برداريد . آرزوهاي دور از دسترس و برنامه هاي غير قابل اجرا نداشته باشيد. سعي کنيد واقعيت را ببينيد تا به هدف هايتان دست پيدا کنيد و از مقايسه خود با ديگران بپرهيزيد و به هيچ وجه خودتان را سرزنش نکنيد. آغوش تان را به سوي والدين و افرادي که به آن ها اعتماد داريد، باز کنيد و بدانيد شما تنها نيستيد. اگر چه نبايد توقع داشته باشيد که اين فرد مشکلات شما را حل کند اما مي توانيد اجازه دهيد در کنار شما باشد و صادقانه در خصوص احساس هاي تان با او صحبت کنيد.
با خودش فکر مي کرد اگر قبول نشوم چه اتفاقي مي افتد؟ اين افکار ذهن آشفته اش را بيمارتر مي کرد و کابوس هاي شبانه اش را بيشتر.اما نمي دانست که قبولي کنکور تا کي ذهنش را درگير خواهد کرد و سايه ترسناک اين غول تا کجا او را تعقيب خواهد کرد! اين موضوع که ورود به دانشگاه نهايت آمال و آرزوهاست بايد به نحوي تغيير کند.
نکاتی که بايد والدين کنکوری ها بدانند:
انسانها با قابلیتها و توانمندیهای متفاوتی خلق شدهاند، ضمن اینکه هیچ انسانی کامل نیست همه ما نقاط ضعف و قوتی داریم که به بیشتر آنها آگاهیم. ما بزرگترها وقتی از عهده کاری برنمیآئیم تقریباً راحت آن را با طرف مقابلمان در میان میگذاریم و بیشتر اوقات بدون آنکه سرزنش یا توبیخی در کار باشد دور آن قضیه را خط میکشیم. اما آیا ما این کار را به فرزندانمان هم انجام میدهیم، کمی صادق باشید.
گرچه عدم قبولي فرزندان براي والديني که از جان و مال خود براي قبولي فرزندانشان مايه گذاشته اند، بسيار سخت است اما بايد در چنين وضعيتي حمايت همه جانبه حتي در برابر اطرافيان از فرزند خود داشته باشند.
پدر و مادر عزیزی که رشته امتحانی فرزندتان را در کنکور سراسری شما انتخاب کرده و حتی به توانمندی و از همه مهمتر علاقه فرزندتان، توجهی نکرده و بیرحمانه از کنار آن گذشتهاید، چگونه و با چه راهکاری توقع دارید که او همان شود که شما میخواهید؟ چرا که انگیزه، علاقه و پشتکار، همواره رمز زندگی مردان و زنان بزرگی بوده است که کارهای بزرگی کردهاند.
همه ما دوست داریم فرزندمان به درجات رفیع علم و تحصیل دست یابند، آیا پدر و مادری را سراغ دارید که چنین آرزوئی نداشته باشد؟ اما بعضی راه را اشتباه میروند. بهتر است فقط از فرزندمان بخواهیم سعیشان را بکنند، همین و بس. اگر موفق شدند تشویقشان کنیم، در غیر اینصورت آنها را سرزنش و تحقیر نکنیم، با آنها همدردی کنیم، لبخند بزنیم و بگوئیم برای ما فقط این مهم است که تو سعیات را کردهای، دنیا که به آخر نرسیده، برای امتحانات بعدی بیشتر سعی کن. نباید بگذاریم فرزندانمان خودشان را سرزنش کنند. باید به آنها بفهمانیم که به اندازه توانشان از آنها انتظار داریم، نه بیشتر.
والدین باید پیش از آموزش، به پرورش فرزندشان فکر کنند. اگر با هزار ترفند هم فرزندمان را در تحصیل موفق کنیم اما با اعتماد به نفس صفر، دنیای زیبائی برای او درست نکردهایم. در جائی خواندهام: ” کسی که هیچ ندارد اما اعتماد به نفس دارد به همه چیز خواهد رسید و آنکه همه چیز دارد اما اعتماد به نفس ندارد هر آنچه را که دارد نیز روزی از دست خواهد داد.“
پس یادمان باشد اول پرورش، بعد آموزش آن هم از راه درست. فرزندتان را آنطور که هست ببینید، نه آنطور که میخواهید باشد باید بدانیم که قبولی در کنکور و مدرک دانشگاهی یکی از راههای موفقیت است اما کافی نیست و تنها شرط موفقیت هم نیست. آدمهای موفق بسیاری وجود دارد که علیرغم کسب موفقیتهای بسیار، اما به دانشگاه نرفته بودند. کنکور پلهای است در نردبان موفقیت. با این پله راحت و زود میشود از این نردبان بالا رفت ولی باید بدانیم که بدون این پله و بدون این نردبان هم میشود به موفقیت رسید. تنها کافی است کمی دید و نگاه خود را به کنکور تغییر دهیم تا به جای آنکه مثل همیشه سختی آن را ببینیم کمی هم راحتی آن را ببینیم.