شعر زیبای خوابگرد قصه های شوم از مهدی اخوان ثالث
خواندنی › شعر و ادبیات
- 97/12/04
خوابگرد قصه های شوم
خوابگرد قصههای شوم وحشتناک را مانم
قصههایی با هزاران کوچه باغ حسرت و هیهات
پیچ و خمهاشان بسی آفات راییات
سوی بس پس کوچهها رانده
کاروان روز و شب کوچیده ، من مانده
با غرور تشنهٔ مجروح
با تواضعهای نادلخواه
نیمی آتش را و نیمی خاک را مانم
روزها را همچو مشتی برگ زرد پیر و پیراری
میسپارم زیر پای لحظههای پست
لحظههای مست ، یا هشیار
از دریغ و از دروغ انبوه
وز تهی سرشار
و شبان را همچو چنگی سکههای از رواج افتاده و تیره
میکنم پرتاب
پشت کوه مستی و اشک و فراموشی
جاودان مستور در گلسنگهای نفرت و نفرین
غرقه در سردی و خاموشی
خوابگرد قصههای بی سرانجام
قصههایی با فضای تیره و غمگین
و هوای گند و گرد آلود
کوچهها بن بست
راهها مسدود