اولین شهر آپارتمان نشین در جهان به نام آباده و شهری پر از معماری و خلاقیت
خواندنی › تاریخ
- 97/08/20
در فاصله 638كيلومتري پايتخت شهري است که قد متش بيشتر از هزار سال دارد. زماني که كريم خان زند، شيراز را به عنوان پايتخت ايران انتخاب كرد اين شهر رشدش دو چندان شد. نام اين شهر که روي دشت وسيعي با ارتفاع 2000 متري به نام «سرحد» در استان فارس واقع شده است " آباده" است. شهري که امروز ديگر تناسبي ميان نامش و وضعيتاش وجود ندارد...
امروز در فاصله بسيار دور از آباده و در دل پايتخت ايران به نظاره آثاري نشستهايم که از غم تنهايي در ديوارهاي نمايشگاه به سوگ نشسته اند. قدمت اين سرزمين را به دوره ساسانيان نسبت ميدهند. اما شکوه و عظمت به جا مانده از بناها حاکي است که اين سرزمين قدمتي دوچندان داشته و امکان ندارد چنين تمدني با اين ريزه کاريها در معماري ناگهان از دل يک دوره تاريخي بيرون بيايد و بي شک زيربنايي بس عميق تر پشت اين تمدن خوابيده است.
نمايشگاه عکسي از اين آثار برپا شد تا عظمت هنر و معماري ايراني را به رخ کشيده شود که چقدر پدران ما توانمند بودند و بدون هيچ ابزار خاصي، چوب ها را در ميان سنگ ها مي گذاشتند تا هنگام ساخت بنا سنگها نريزند و محکم در جايشان پابرجا بمانند...

شهرهاي قديمي همچون آباده با قدمت بيش از هزار سال در دل کوير قرن ها همچون گوهري در دل صدف روزگار گذراندند و ازدست بلاياهاي طبيعي و انساني در امان مانده اند. اما تا به زمان ما رسيدند صدف شکسته شد و گوهر ها ترک خوردند، ترکي که روي دل تاريخ اين مرز وبوم خط کشيد و ناله اش را به گوش نياکان رساند و آن وقت بود که نياکان ما تاسف خوردند که چرا تمدن را به دست ما سپردند...
بناها به ياد مي آورند زماني را که "بهترين" در زمان خودشان بودند و مظهر و نماد يک ذوق بي بديل. به ياد مي آورند مردان سرزمينشان را که اولين مساجد را براي به جا آوردن عشق به خدا درون آتشکده ها بنا کردند و زنانشان را که سوزن مي زدند و با دستان توانمند به هنر منبت کاري و ملکي دوزي(گيوه دوزي) مي پرداختند.
و ما ...غرق شدن در دنياي هزاره سومي با تمام لذت ها و جذابيت هايش گاهي اوقات اين خاطرات را آنقدر در برابر لذت هايمان بي اهميت مي کند که براي بدست آوردن خواسته هايمان حاضريم بهاي گزافي را بدهيم بهايي که گاه به قدمت تاريخ و تمدن انسان برمي گرد بهايي که اگر بيشتر از جانمان نباشد کمتر از آن نيست و امروز همان روزي است که نظاره گر اين بها هستيم.
هر روز شکاف ميان ما و گذشتگان بيشتر ميشود شکافي که ما آن را بوجود آورديم. آنها بي تقصيرند روزي آنها گفتند که "ديگران کاشتند و ما خورديم ما مي کاريم تا ديگران بخورند" و کاشتند دانه ها را ساختند عمارت ها و بلند آوازه کردند نام ايران و ايراني را.
اما شهری که اولین شهر آپارتمان نشین در جهان بود امروز چیزی از تاریخ جز تلی از خاک را در بر ندارد