روایتی در مورد روز قیامت و سخن خدا با بنده گنهکار
خواندنی › احادیث و روایات
- 98/01/19
حضرت خدیجه عرض کرد: یا رسول الله چرا گریه می کنی؟
فرمود: از وسعت رحمت خدا در آن روز بر بندگانش، ای خدیجه چون روز قیامت بنده را نزد خدا حاضر می کنند، خطاب می شود، این بنده من! اطلاع داری که فلان روز و فلان شب چه کردی؟
عرض می کند: خداوندا می دانم، پس یک یک گناه او را به او اظهار می کنند و او اقرار می کند، تا به گناهی می رسد که در کمال قباحت باشد. پس بنده سر خجالت به زیر اندازد و عرق به صورت او جاری شود. خداوند می فرماید:
ای بنده من چرا جواب نمی گوئی؟
بنده عرض می کند: الهی شرمسارم، نمی توانم جواب بدهم. خطاب می رسد: ای بنده تو با اینکه لئیمی و پستی از من شرم می کنی و من با کریمی خود چگونه شرم نکنم از تو.
ای بنده، تو را حیاء ندامت و پشیمانی است و مرا حیاء کرم.
گناه در میان دو حیاء بقائی ندارد. پس خداوند به کرم خود بنده را می آمرزد و داخل بهشت می کند.