نمونه هایی از اختراعات چند جوان ایرانی
علمی و تکنولوژی › اختراعات
- 97/08/08
طبیعتاً اختراع میتواند در هر رشتهای از علم یا صنعت باشد اما در ادامه با نمونههایی از ابداعات جالب مخترعان ایرانی که در ادارهی ثبت اختراعات سازمان مالکیت معنوی ثبت هم شدهاند، آشنا میشویم:

مسواک انگشتی یکبار مصرف
این مسواک را علیرضا رجائی، سیودوساله و اهل شیراز اختراع کرده است. او تجارت الکترونیک خوانده است و میگوید دو، سه اختراع دارد که اینیکی ثبت شده است. آقای رجائی میگوید حدود ۹ ماهی طول کشیده تا مرحلهی تحقیقات تا تکمیل کارش را طی کند. مراحل ثبت اختراعش هم یکسالی زمان برده است. علیرضا میگوید اختراعش «یک مسواک کاملاً یکبار مصرف است که از مواد گیاهی ساخته میشود»؛ این مسواک نیاز به شستوشو ندارد و گویا به صرفهجویی در مصرف آب هم کمک میکند. او دربارهی هدفش از این اختراع میگوید: «طبیعتاً در مسافرتها یکی از دغدغههای همه همین است که چطور مسواک ببرند و استفاده کنند؛ ما هم دیدیم این فقط دغدغهی ما نیست و دغدغهی خیلیهاست». عجیب ترین اختراعات ایرانیها ویژگی دیگر اختراع آقای رجایی گیاهی بودن مواد اولیهی آن است. میگوید این مسواک از شیرههای گیاهی خاصی که از کشورهای آمریکای جنوبی یا جنوب شرق آسیا به کشور وارد میشود، بعلاوهی مقداری آمونیاک برای ضدعفونی کردن آن ساخته شده است. بنابراین پس از یکبار استفاده میتوانید با خیال راحت آن را تا دورترین نقطهی ممکن پرتاب یا زیر پای خود رها کنید؛ چراکه این مخترع ادعا میکند مسواکش برخلاف انواع پلاستیکی که تا دههها در طبیعت باقی میمانند بسرعت در طبیعت جذب میشود. علیرضا میگوید اختراعش هزینههای زیادی نداشته و در مجموع حدود یک میلیون تومان برایش خرج برداشته است. او به شدت امیدوار است مسواکی که اختراع کرده به مرحلهی تجاریسازی برسد و میگوید در این زمینه با چند شرکت خارجی مذاکره کرده است و در روزهای آینده با یک شرکت ایرانی هم وارد مذاکره خواهد شد.

کبابپز سیار با قابلیت اتصال به موتور سیکلت و خودرو
از ابداعات متعدد یوسف نوروزی است. او پنجاهوهفتساله، اهل تهران و دیپلمه است. شغل اصلیاش دکوراسیون داخلی است اما میگوید از زمان مدرسه این حس خلاقیت را داشته و چیزهای مختلفی هم «اختراع» کرده اما فقط همینیکی ثبت شده است. هدف آقایوسف از ساخت چنین وسیلهای این بوده که «دستفروشهایی که توان باز کردن مغازهی دویست میلیونی ندارند بتوانند با ۲۰ میلیون تومان کاسبی کوچکی راه بیندازند». او میگوید این کار در تمام دنیا انجام میشود و از چنین کاسبانی مالیات و کرایه میگیرند و در عوض آنها را ساماندهی میکنند. عجیب ترین اختراعات ایرانیها آقای نوروزی میگوید: «خیلی چیزها میتوانم طراحی کنم» اما این حس خلاقیت در این مورد برایش چهارده، پانزده میلیون تومان آب خورده و میگوید کمی به بیپولی خورده وگرنه میتواند هر روز چیز جدیدی اختراع کند. با این حال مشکل اصلی او شهرداری است که به چنین دستگاهی مجوز کار در خیابان نمیدهد اما با شهرداری رامسر که صحبت کرده، آنها پذیرفتهاند کبابپز ابداعی آقایوسف در اماکن گردشگری آنجا مستقر شود. اختراع او با استقبال هم مواجه شده و میگوید چند روزی از ایام عید که در خیابان سیِ تیر کار کرده مشتریهای زیادی از کبابهای او خریدهاند اما شرکتی که بخواهد اختراع او را به طور صنعتی تولید کند هنوز پا پیش نگذاشته است.

چتر حلزونی با قابلیت دید در شب
اسم گولزنندهای دارد اما چیز عجیبی نیست: چتری است که میتوان مثل کلاه روی سر گذاشت. نیما بهشتیزاده، بیستوششساله، اهل تبریز، یکی از سه مخترع این چتر است. او به همراه رضا بردبار و حسن بیگلری از دانشکدهی فنی مهندسی دانشگاه تبریز این چتر را اختراع و ثبت کردهاند. نیما دربارهی ایدهی ساخت چنین چتری میگوید: «این ایده به ذهن ما رسید که میتوان چتری بدون نیاز به در دست گرفتن ساخت تا کسانی مثل کشاورزان و دوچرخهسواران که زیر باران نمیتوانند چتر در دست بگیرند از آن استفاده کنند؛ این مشکلی بود که برای خودمان هم پیش آمده بود». او میگوید چهار، پنج ماه روی این ایده کار کردهاند تا به مرحلهی ساخت رسیده و در مجموع کمتر از ۲۰۰ هزار تومان در این راه صرف کردهاند. حلزونی بودن این چتر به حالت باز و بسته شدن آن اشاره دارد و قابلیت دید در شب آن هم چیزی نیست جز یک چراغ بالای آن. نیما در این باره میگوید: «مثل کلاه معدنکاران چراغی بالای چتر کارگذاشتیم و باتریها را هم طوری جانمایی کردیم که در باز و بسته شدن چتر مشکلی ایجاد نشود؛ البته این به عنوان یک آپشن است و میتواند بدون چراغ هم باشد». آقای مهندس که مدرک کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دارد، میگوید سه سال پیش به همراه دو دوست دیگرش یک شرکت دانشبنیان تأسیس کرده که اهداف آن «تبدیل علم به ثروت و تجاریسازی علم» است. میگوید در این شرکت مشکلات را رصد و برای آنها راه حل پیدا میکنند. عجیب ترین اختراعات ایرانیها او میگوید اختراعات ثبتشدهی دیگری هم دارد: «نوعی واکر با قابلیت نشستن و عبور از پله و یک دستگاه ریختهگری گریز از مرکز تحت فشار» که یکی از ارگانهای نظامی خواسته از دومی یک نمونهی آزمایشگاهی برایشان بسازد. اما نیما به تجاریسازی دو اختراع دیگرش یعنی چتر و واکر امیدوارتر است و میگوید: «دستگاه ریختهگری را فقط صنایع میتوانند استفاده کنند اما مثلاً مخاطب چتر عمدهی مردم هستند». او دنبال این است که امتیاز کارهایش را به شرکتهای داخلی یا خارجی واگذار کند اما میگوید در غیر این صورت خودش دست به کار تولید آنها خواهد شد. این مخترع جوان گلایههایی هم دارد و میگوید معاونت علمی-فناوری نهاد ریاست جمهوری از اختراعات افراد عادی حمایت نمیکند و برای مثال مدتی قبل از شش مخترع حمایتهای چند صد میلیونی شده که نیما مدعی است هیچکدام از آنها افراد معمولی نبودهاند.

جاساز کن سبزیجات در گوشت برای طبخ و کباب
قطعاً جزو ضروریات زندگی نیست اما آقای سعید اسدیپور میخواست کاری کند که آشپزها با خیال راحت از سبزی تازه برای معطر و مزهدار کردن گوشت استفاده کنند، نه سبزی خشک. او در اینباره توضیح میدهد: «وقتی میخواهید گوشت یا ماهی کباب کنید باید مقداری مواد عطری و سبزیجات را وارد آن کنید. روش این کار هم ابداعی بود. لولهای اندازهی یک سیخ را در نظر بگیرید؛ ابتدا سبزی را داخل یک لولهی شیار دار قرار میدهیم بعد آن را از وسط گوشت یا ماهی رد میکنیم. بعد آن را نگه میداریم و لوله را از آن طرف بیرون میکشیم و سبزیجات داخل گوشت میماند» به همین سادگی! عجیب ترین اختراعات ایرانیها آقای اسدیپور، سیوهشتساله، اهل اندیمشک است و در آزمایشگاه پتروشیمی ماهشهر کار میکند. مدرک تحصیلی او کارشناسی ارشد شیمی است اما خلاقیت حد و مرزی نمیشناسد؛ او یک سرویس قاچِ هندوانه هم ابداع کرده است. البته در کنار اینها یک نمونه کپسول نجات غریق هم بوده که به تحصیلات او مربوط بوده ولی گویا شخص دیگری زودتر آن را به اسم خودش ثبت کرده است. آقاسعید دو ماه رو اختراع «جاسازکنِ سبزیجات» کار کرده و دربارهی هزینهی این کار میگوید: «وقت و انرژی را جزو هزینه حساب نمیکنند اما هزینهی مادی آن به ۲۰۰ هزار تومان هم نمیرسد». او امیدی به صنعتیسازی ابداعش ندارد و میگوید: «وقتی کار را شروع کردیم با دیدِ تجاریشدن جلو رفتیم اما در ایران که قانون درست و درمانی برای حمایت کارها نیست و به محض ورود به بازار کپی میشود. اگر شما چند میلیون صرف صنعتیسازی آن کنید دیگرانی که احتملاً تولید کنندهاند و امکانات را از قبل دارند با هزینهی بسیار کمتری آن را تولید میکنند. به خاطر همین تلاشی برای صنعتیسازی آن نکردم و هیچجا هم عرضهاش نکردم اما در ذهنم بود که چنین کاری کنم».