گزیده ای از اشعار زیبا و عاشقانه استاد شهریار

خزان جاودانی از استاد شهریار


مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد
تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد
نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها
که وصال هم بلای شب انتظار دارد
تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی
که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد
نه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار من
که کمند زلف شیرین هوس شکار دارد
مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن
که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد
دل چون شکسته سازم ز گذشته های شیرین
چه ترانه های محزون که به یادگار دارد
غم روزگار گو رو پی کار خود که ما را
غم یار بی خیال غم روزگار دارد
گل آرزوی من بین که خزان جاودانیست
چه غم از خزان آن گل که ز پی بهار دارد
دل چون تنور خواهد سخنان پخته لیکن
نه همه تنور سوز دل شهریار دارد

ویلن تاجبخش از استاد شهریار


شنیده ام که به شاهان عشق بخشی تاج
به تاج عشق تو من مستحقم و محتاج
تو تاج بخشی و من شهریار ملک سخن
به دولت سرت از آفتاب دارم تاج
کمان آرشه زه کن که تیر لشگر غم
بر آن سر است که از قلب ما کند آماج
اگر که سالک عشقی به پیر دیر گرای
که گفته اند قمار نخست با لیلاج
به پای ساز تو از ذوق عرش کردم سیر
که روز وصل تو کم نیست از شب معراج
زبان شعر نیالوده ام به مدح کسی
ولیک ساز تو از طبع من ستاند باج
به تکیه گاه تو ای تاجدار حسن و هنر
سزد ز سینه سیمین سریر مرمر و عاج
به قول خواجه گر از جام می کناره کنم
به دور لاله دماغ مرا کنید علاج
به روزگار تو یابد کمال موسیقی
چنانکه شعر به دوران شهریار رواج

خودپرستی خداپرستی از استاد شهریار


تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است
طالع مگو که چشمه خورشید خاورست
کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقی است
آنرا که شور عشق به سر نیست کافر است
بر سردر عمارت مشروطه یادگار
نقش به خون نشسته عدل مظفر است
ما آرزوی عشرت فانی نمی کنیم
ما را سریر دولت باقی مسخر است
راه خداپرستی ازین دلشکستگی است
اقلیم خود پرستی از آن راه دیگر است
یک شعر عاقلی و دگر شعر عاشقی است
سعدی یکی سخنور و حافظ قلندر است
بگذار شهریار به گردون زند سریر
کز خاک پای خواجه شیرازش افسر است

دیدار آشنا از استاد شهریار


ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است
دائم گرفته چون دل من روی ماهش است
دیگر نگاه وصف بهاری نمی کند
شرح خزان دل به زبان نگاهش است
دیدم نهان فرشته شرم و عفاف او
آورده سر به گوش من و عذرخواهش است
بگریخته است از لب لعلش شکفتگی
دائم گرفتگی است که بر روی ماهش است
افتد گذار او به من از دور و گاهگاه
خواب خوشم همین گذر گاه گاهش است
هر چند اشتباه از او نیست لیکن او
با من هنوز هم خجل از اشتباهش است
اکنون گلی است زرد ولی از وفا هنوز
هر سرخ گل که در چمن آید گیاهش است
این برگهای زرد چمن نامه های اوست
وین بادهای سرد خزان پیک راهش است
در گوشه های غم که کند خلوتی به دل
یاد من و ترانه من تکیه گاهش است
من دلبخواه خویش نجستم ولی خدا
با هر کس آن دهد که به جان دلبخواهش است
در شهر ما گناه بود عشق و شهریار
زندانی ابد به سزای گناهش است
advertising
advertising
آخرین های شعر و ادبیات
شعر آب را گل نکنیم اثر سهراب سپهری
شعر آب را گل نکنیم اثر سهراب سپهری
اشعار زیبای مولانا درباره خدا
اشعار زیبای مولانا درباره خدا
اشعاری ناب و زیبا از پروین اعتصامی
اشعاری ناب و زیبا از پروین اعتصامی
شعرهای زیبای حافظ درباره ایام نوروز
شعرهای زیبای حافظ درباره ایام نوروز
اشعار بسیار زیبا و احساسی برای روز مادر
اشعار بسیار زیبا و احساسی برای روز مادر
advertising
آخرین های خواندنی
رمان ملکوت اثر بهرام صادقی
رمان ملکوت اثر بهرام صادقی
داستان و کاربرد ضرب المثل ماستمالی کردن
داستان و کاربرد ضرب المثل ماستمالی کردن
فال پی ام سی این هفته از شنبه 10 خرداد تا جمعه 16 خرداد
فال پی ام سی این هفته از شنبه 10 خرداد تا جمعه 16 خرداد
حکایتی خواندنی و جالب درباره غفلت
حکایتی خواندنی و جالب درباره غفلت
احادیثی گوهر بار از امامان معصوم و ائمه اطهار درباره شجاعت
احادیثی گوهر بار از امامان معصوم و ائمه اطهار درباره شجاعت
advertising
محبوب ترین های خواندنی
فال پی ام سی این هفته از شنبه 27 اردیبهشت تا جمعه 2 خرداد
فال پی ام سی این هفته از شنبه 27 اردیبهشت تا جمعه 2 خرداد
 حکایت جالب و پندآموز موشی که مهار شتر می کشید
 حکایت جالب و پندآموز موشی که مهار شتر می کشید
داستان کوتاه و پندآموز فرار از زندگی
داستان کوتاه و پندآموز فرار از زندگی
فال پی ام سی این هفته از شنبه 3 خرداد تا جمعه 9 خرداد
فال پی ام سی این هفته از شنبه 3 خرداد تا جمعه 9 خرداد
فال پی ام سی این هفته از شنبه 10 خرداد تا جمعه 16 خرداد
فال پی ام سی این هفته از شنبه 10 خرداد تا جمعه 16 خرداد
advertising