علت فراری بودن دهه شصتی ها از ازدواج چیست
سبک زندگی › ازدواج
- 97/09/16
یکی از نسلهایی که حرف و نقل در مورد آنها بسیار است، دهه شصتی ها هستند. نسلی که با فاصله ای کوتاه از انقلاب پا به عرصه وجود گذاشتند، جنگ را تجربه کردند، پناهگاهها را لمس کردند و ..و با مشکلات متعدد اقتصادی والدین خود و دولتمردان دست و پنجه نرم کردند و به همین ترتیب در تمام دوره های زندگی خود تجربه های متعدد و دشواری را پشت سر گذاردند
برخی از نسلها، دوران رشد بی دغدغه و آرامی را سپری می کنند اما در مقابل برخی دیگر از نسلها دستخوش تغییر و تحولات متنوع و شدید قرار می گیرند و همین دگرگونی های زیاد، زندگی آنها را برای همیشه تحت تاثیر خود قرار می دهد و دهه شصتی ها از این دسته هستند
مهم ترین بهانه های فرار
گفته میشود كه در آقایان بهعلتهای مختلفی مثل دغدغههای مالی و مسئولیتهای متعدد و پیچیده، تمایل به ازدواج كاهش بیشتری یافته است اما شواهد حاكی از آن است كه میل به تشكیل زندگی مشترك در خانمها هم با كاهش جدی روبهروست. چیزی كه كمتر شنیدهایم دلایل این كاهش تمایل به ازدواج است
نداشتن خواستگار مناسب
ترس از ازدواج
چرا از ازدواج می ترسند
پژوهشگران علم روانشناسی در رتبهبندی فشارهای روانی كه میتواند یك فرد را تحتتاثیر قرار بدهد، «ازدواج» را جزو پرفشارترین موقعیتهای زندگی معرفی میكنند. ازدواج پس از موقعیتهایی مثل «از دست دادن افراد نزدیك خانواده» و «جدایی»، میتواند بهعنوان رخدادی پراسترس كه یك فرد در طول زندگی ممكن است با آن روبهرو شود، ارزیابی میشود. پس ترس از ازدواج، ترس غیرطبیعی نیست. بهطور مشخص، ازدواج برای نسلهای گذشته هم با استرس همراه بوده اما چه شده كه در سالهای اخیر، روند بالا رفتن سن ازدواج و در نهایت تمایل نداشتن به آن بیشتر شده است؟ شاید این مسئله بهطور عمده به تحول جامعه و عبور از دوران سنتی به دوران مدرن وابسته باشد كه آن را میتوان در چند محور از جمله موارد زیر، پیگیری كرد
- بلوغ دیررس اجتماعی
امروزه فرزندان باید مسیرهای طولانی و پیچیدهای را تا رسیدن به استقلال شخصی طی كنند. تحصیلات، پیدا كردن شغل و توانایی استقلال مالی میتواند سالهای زیادی از عمر هر جوان را برای فراهم كردن یك زندگی مناسب، بگیرد. این موضوع در حالی است كه معمولا آموزشهای ارائه شده - چه از طرف والدین و چه از طرف نهادهای آموزشی- چندان در بر گیرنده مهارتهای لازم برای زندگی نیست
- به هم ریختن تعریف ها و نابسامانی نقش ها
گذر از یك ساختار و نرسیدن به سازمان جدید، مشكلی است كه سالها با آن دست و پنجه نرم میكنیم. در شكل سنتی ازدواج چیزهایی مثل سن، انتخاب، وظایف و نقشها تعریف مشخصتر و دقیقتری داشت اما امروزه این مقیاسها بههم ریخته و تعریف مشخصی ندارد. به همین دلیل ریسك تشكیل یك زندگی جدید بالا رفته و نگرانیها در مورد آن زیاد شده است. از طرفی تداخل ارزشهای سنتی و مدرن، این موضوع را پیچیدهتر میكند؛ چیزهایی مثل تفاوت جایگاه زن در اجتماع، خانواده و مسئولیتهای او، در مقابل فشار باورهای سنتی یا مراسم و مراحل ناكارآمد ازدواج در دوره جدید، موانعی است كه خودبهخود این موضوع را دشوارتر میكند
- كمبود حمایت اجتماعی
زندگی كردن در جامعه امروزی، همه ما را به سمت فردگرایی بیشتر و دوری از روابط عاطفی گسترده سوق میدهد. روابط ما محدود شده و مشكلات خود را باید از دیگران پنهان كنیم. این پنهانكاری تا جایی است كه تقریبا نمیدانیم دیگران با این مشكل چگونه دست و پنجه نرم میكنند. شك نكنید اطلاعات عمومی كه توسط رسانهها به دست ما میرسد چندان كارگشا نیست. بچههایی كه در دهه 60 به دنیا آمدند، احتمالا پدر و مادری دارند كه آنها را از مشكلات دور نگه داشته و تنها توصیه والدین به آنها خوب درس خواندن و موفقیت شغلی و اجتماعی بوده است! این موضوع باعث شده كه اطلاعات بچهها از والدین بیشتر باشد و در نتیجه اعتماد بچهها به راهكارهای آنها كمتر. در نتیجه اضطراب رویارویی با موقعیتهای زندگی افزایش مییابد
دهه شصتی ها، نسلی خود ساخته و مقاوم
علی رغم حرف و حدیثهایی که در مورد دهه شصتی ها می شنویم، اما فرزندان این نسل به خاطر پرورش یافتن در فضای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خاص(که شاید تکرار ناشدنی باشد) دارای ویژگی ها و شاخصه هایی هستند که در بچه های نسل قبل و بعد از آنها دیده نشده و یا کمتر مشاهده می شود
در حقیقت، دهه شصتی ها امتیازات و توانایی های ویژه ای دارند که در نوع خود تکرار نشدنی به نظر می رسد؛ چرا که اینها نسلی هستند که با سختی ها و مشکلات خاصی پرورش یافته اند. هر چند سختی کشیدن و زندگی با فقدان امکانات مختلف، حس خوبی را در افراد ایجاد نمی کند اما دهه شصتی ها توانستند از بروز مشکلات در زندگی به نفع خود استفاده کنند
نسلی که سوخته نیست
البته مواجهه با سختی ها و ناکامی ها دو لبه داشته و تبعات مثبت و منفی همزمان دارد. ناکامی ها و مواجهه با واقعیت های اجتماعی همواره در رشد واقعیت سنجی که یک مولفه مهم در رشد و تکامل شخصیت است، موثر هستند. اما در هر حال این سختی ها و مشکلات برای این نسل مشکلاتی هم ایجاد کرد که در مورد آنها به اندازه کافی صحبت شده است
دیگر وقت آن رسیده که به تاثیرات مثبتی که این سختی ها و شرایط خاص بر شخصیت دهه شصتی ها گذاشته است بپردازیم:
کنترل احساسات فردی
شاید به جرات بتوان گفت اولین تاثیری که پشت سر گذاشتن مشکلات و ناکامی ها بر روان فرد می گذارد این است که احساس کنترل فردی را افزایش می دهد. فرد احساس می کند توانایی تصمیم گیری دارد و برای رسیدن به نتیجه مطلوب می تواند اقدام موثر انجام دهد. این قدرت را دارد که از نتایج نامطلوب اجتناب کند و از طرفی عزت نفس وی بالا می رود
عزت نفس بالا
عزت نفس برآوردی است که فرد از خود و توانایی هایش دارد وقتی احساس خود ارزشمندی و توانمندی به انسان دست دهد بهتر می تواند در موقعیت های مختلف واکنش نشان دهد، از چنین منظری مشکلات و سختی ها نه تهدید بلکه نوعی چالش و مبارزه و رقابت است که فرد از آن استقبال می کند این دیدگاه به افزایش اعتماد به نفس فرد می انجامد. به این ترتیب مجموعه باورهایی که فرد درباره توانایی های خود دارد گسترده تر می شود و او می داند حال با پشت سر گذاشتن چالش ها و سختی ها توانایی رویارویی با مشکلات بزرگ تری را دارد
سختی ها باعث می شود احساس کارآیی شخصی بالا برود. یعنی اعتقاد به این که می توانیم آن چه را می خواهیم به دست آوریم. کارآیی شخصی مبتنی بر مشاهدات قبلی فرد از فعالیت های خود است. فردی که با محاسبات خود تعداد موفقیت هایش بیش از شکست بوده احساس خود ارزشمندی و کفایت می کند و بهتر خواهد توانست از پس مشکلات برآید. یکی دیگر از ویژگی های زیربنایی که فرد در مواجهه با مشکلات و سختی ها می تواند از آن به نفع خود استفاده کند و در جلوگیری از انحرافات نقش مهمی دارد، مقاوم شدن یا سرسختی به خرج دادن است
اینها همه مجموعه رفتارها و ویژگی هایی است که در بچه های این نسل به وفور دیده می شود و برآیند این شرایط باعث شد که دهه شصتی ها بسیار با انگیزه به نظر برسند
بچه های این دهه در مورد آینده خود بسیار فکر می کردند و این افکار و نگرانی ها فقط برای آینده نزدیک نبود بلکه برای دهه های آینده نیز هدفهای زیادی داشتند. آنها بسیار امیدوار بودند که برای زندگی شان کارهای زیادی می خواهند انجام دهند. در ده تا بیست سال آینده چه شغلی می خواهند داشته باشند؟ آنها خوب می دانستند که تصمیمات امروز آنها تا چه اندازه بر آینده شان تاثیر جدی خواهد گذاشت، به همین دلیل بود که اقبال عمومی این نسل برای ادامه تحصیل در دانشگاه بسیار زیاد بود. علی رغم اینکه امکانات زمان بچه های این دهه بسیار کمتر بود اما حتما بارها از زبان دبیران و معلمان و حتی اساتید دانشگاه شنیده اید که بچه های این نسل قدرت علمی بسیار زیادی داشته و دارند
مسئولیت پذیری
همچنین دهه شصتی ها بسیار مسئولیت پذیرتر به نظر می رسیدند. بچه های این دهه در انجام کار بسیار جدی هستند و پایداری زیادی از خود نشان داده و می دهند در نتیجه برای رسیدن به اهداف خود بسیار موفق تر هستند. مجموع این ویژگی ها باعث شده که آنها بیش از سایرین مسئولیت پذیر جلوه کنند و بسیاری از پیشرفتهای امروزی جامعه، مدیون تلاشهای بچه های همین نسل و البته نسلهای قبل و بعد است
دهه شصتی ها علی رغم مشکلاتی که تحمل کرده و می کنند، نسل موفق و تکرار ناشدنی هستند. همان نسلی هستند که چالشها، کاستی ها و مسایل را با موفقیت پشت سر گذاشتند و نقشه راه روشنی پیش روی والدین و صاحب نظران این نسل قرار داده اند
شاید خیلی از تصمیمات خوب و به جایی که برای کودکان، نوجوانان و جوانان این دوره گرفته می شود، در جبران مشکلات جدی بود که دهه شصتی ها متحمل شدند. قدر دهه شصتی ها را بیشتر بدانیم