مرکز جهان کجاست
علمی و تکنولوژی › جهان هستی
- 97/10/30
بعنوان مثال اگر ترقه ای منفجر شده و قادر به ثبت مسیر ترکش های آن باشیم، آنگاه مکان ترکش ها مرز انفجار را به ما می گویند و البته با بازگرداندن ذهنی مسیر تمامی ترکش ها به یک نقطه، به مکان شروع انفجار نیز پی خواهیم برد. به علاوه؛ اگر جهان ما همچون بقایای هر انفجار دیگری مرکزی داشت، آنگاه همان نقطه مرکزی از دیگر نقاط گرمتر خواهد بود. به همین صورت هر چه که از مرکز انفجار دورتر شویم، انتظار می رود که دما نیز کاهش یابد. با این حال، زمانی که ستاره شناسان با استفاده از گیرنده های دمایی خود را به تمامی نقاط آسمان نشانه رفتند نور ناشی از بیگ بنگ یا همان تابش پس زمینه ی کیهانی را مشاهده کردند که در تمام جهات بصورت یکنواخت پراکنده شده و دریافتند که جهان ما به طور کلی همگن است و با این شواهد، فرض وجود مرکز انفجار نیز برای آن بیهوده است.
مثال ساده و پرطرفداری که معمولاً بیان می شود این است که جهان را همانند سطح یک بادکنک خالی در نظر بگیرید که نقطههایی روی آن قرار دارد. این نقاط نماینده خوشههای کهکشانی هستند( اگر چه گرانش باعث میشود خوشههای کهکشانی اندازه خود را حفظ کنند و در بعضی مواقع باعث ادغام کهکشانی نیز می شود). برای آنکه این مثال را بهتر درک کنیم بایستی خود را مورچه ای سرگردان در سطح بادکنک بدانیم؛ در غیر اینصورت، برای یک ناظر سه بعدی طبیعتاً درک مرکز انبساط کاری ساده است! از دید یک مورچه خواهید دید که هر نقطه از همسایگانش دورتر و دورتر می شود و البته تمامی نقاط نیز از شما در حال دور شدن هستند. پس بر هر نقطه ای که ایستاده اید، همان جا مرکز انبساط است. از این رو تعریف مرکز انبساط برای سطح یک بادکنک بی معناست.