چند حدیث آموزنده از ائمه اطهار و امامان معصوم درباره اسراف کردن
خواندنی › احادیث و روایات
- 97/09/20
حدیث (1) امام صادق علیه السلام درباره اسراف کردن فرمودند:
إِنَّ السَّرَفَ يورِثُ الفَقرَ وَ إِنَّ القَصدَ يورِثُ الغِنى؛
اسراف باعث فقر و ميانه روى موجب بى نيازى مى شود.
کافی(ط-الاسلامیه)ج 4 ، ص 53 ، ح 8 - من لا یحضره الفقیه ج 3 ، ص 174 ، ح 3659
حدیث (2) امام باقر علیه السلام درباره اسراف کردن فرمودند:
يا بُنَىَّ عَلَيكَ بِالحَسَنَةِ بَينَ السَّيِّئَتَينِ تَمحو هُما قالَ: وَ كَيفَ ذلِكَ يا أَبَةِ؟ قالَ: مِثلُ قَولِهِ، «و َالَّذينَ إِذا أَنفَقوا لَم يُسرِفوا و َلَم يَقتُروا»؛
امام باقر علیه السلام به فرزندش امام صادق علیه السلام فرمودند: تو را سفارش مى كنم به انجام كار خير وسط دو كار بد تا آن دو را محو كند، امام صادق علیه السلام سئوال كردند چگونه چنين چيزى ممكن است؟ امام فرمودند: همانطور كه قرآن مى گويد مؤمنين كسانى هستند كه وقتى خرج مى كنند اسراف و يا سختگيرى نمى كنند (اسراف و سختگيرى هر دو بدند و ميانه روى وسط آنها خوب است)
تفسير نورالثقلين ج4، ص27، ح98
حدیث (3) امام صادق علیه السلام درباره اسراف کردن فرمودند:
لَيْسَ فِيمَا أَصْلَحَ الْبَدَنَ إِسْرَاف ... إِنَّمَا الْإِسْرَافُ فِيمَا أَفْسَدَ الْمَالَ وَ أَضَرَّ بِالْبَدَن
در آنچه بدن را سالم نگه مى دارد اسراف نيست ... بلكه اسراف در چيزهايى است كه مال را از بين ببرد و به بدن صدمه بزند.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 4 ، ص 54 ، ح 10
حدیث (4) امام صادق علیه السلام درباره اسراف کردن فرمودند:
لِلمُسرِفِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَشتَرى ما لَيسَ لَهُ وَ يَلبِسُ ما لَيسَ لَهُ و َيَاكُلُ ما لَيسَ لَهُ؛
اسراف كننده سه نشانه دارد: آنچه در شأنش نيست خريدارى مى كند، آنچه در شأنش نيست مى پوشد و آنچه در شأنش نيست مى خورد.
خصال ص 121 ، ح 113 -تفسير نورالثقلين ج1، ص772، ح 313 {شبیه این حدیث در من لا یحضره الفقیه ج 3 ، ص 167 ، ح 3624 }
حدیث (5) امام صادق علیه السلام درباره اسراف کردن فرمودند:
أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى فَاكِهَةٍ قَدْ رُمِيَتْ مِنْ دَارِهِ لَمْ يُسْتَقْصَ أَكْلُهَا فَغَضِبَ (علیه السلام) وَ قَالَ مَا هَذَا إِنْ كُنْتُمْ شَبِعْتُمْ فَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَمْ يَشْبَعُوا فَأَطْعِمُوهُ مَنْ يَحْتَاجُ إِلَيْه
(امام صادق علیه السلام) مشاهده كردند كه سيبى را نيمخورده از خانه بيرون انداخته اند، خشمگين شدند و فرمودند: اگر شما سير هستيد، خيلى از مردم گرسنه اند خوب بود آن را به نيازمندش مى داديد.
دعائم الاسلام ج 2 ، ص 115 ، ح 381 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 63، ص432، ح16
حدیث (6) امام على علیه السلام درباره اسراف کردن فرمودند:
فَدَعِ الْإِسْرَافَ مُقْتَصِداً وَ اذْكُرْ فِي الْيَوْمِ غَداً وَ أَمْسِكْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِكَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِيَوْمِ حَاجَتِك
اسراف را رها كن و ميانه روى در پيشگير و امروز به ياد فردا باش و از مال به اندازه ضرورتت نگهدار و اضافى آن را براى روز نيازمنديت (قيامت) پيش فرست.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 359 ، ح 8128 - نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 377 ،از نامه 21
حدیث (7) امام صادق علیه السلام درباره اسراف کردن فرمودند:
{لَمّا سُئِلَ عَن أَدنَى الاسرافِ ـ :} إِبذالُكَ ثَوبَ صَونِكَ و َإِهراقُكَ فَضلَ إِنائِكَ... ؛
{در پاسخ به سئوال از كمترين حدّ اسراف فرمودند:} كمترين اندازه آن اين است كه لباس بيرونت را لباس خانه دم دستى قرار دهى و ته مانده ظرفت را دور بريزى.
كافى(ط-الاسلامیه) ج4، ص56، ح10
حدیث (8) امام على عليه السلام درباره اسراف کردن فرمودند:
اَلاسرافُ مَذمومٌ فى كُلِّ شَىْءٍ إِلاّ فى أَفعالِ البِرِّ؛
اسراف در هر چيزى ناپسند است، مگر در كارهاى خير.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 359 ، ح 8120
حدیث (9) ديلمى
كانَ النَّبىُّ صلی الله علیه و آله و سلم ... يُسَلِّمُ عَلى مَنِ اسْتَقْبَلَهُ مِنْ كَبيرٍ وَ صَغيرٍ وَ غَنىٍّ وَ فَقيرٍ و لا يُحَقِّرُ ما دُعِىَ اِلَيهِ و لو اِلى خَشفِ التَّمْرِ وَ كانَ خَفيفَ المَئونَةِ كَريمَ الطَّبيعَةِ، جَميلَ المُعاشَرَةِ، طَلِقَ الوَجهِ، بَشّاشا من غَيرِ ضِحكٍ، مَحْزونا مِن غَيرِ عَبوسٍ، مُتَواضِعا مِنْ غَيْرِ مَذَلَّةٍ، جَوادا مِن غَيْرِ سَرَفٍ، رَقيقَ القَلبِ، رَحيما بِكُلِّ مُسْلِمٍ... ؛
رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم ... به هر كس برخورد مى نمودند، از بزرگ و كوچك، ثروتمند و فقير، سلام مى كردند و اگر به جايى حتى براى خوردن خرمايى خشك دعوت مى شدند، آن را كوچك نمى شمردند. زندگيشان كم هزينه بود، بزرگ طبع، خوش معاشرت و گشاده رو بودند، بى آنكه بخندند، هميشه متبسم بودند، بى آنكه اخمو باشند، محزون بودند، بى آنكه از خود ذلّتى نشان دهند، متواضع بودند، مى بخشيدند ولى اسراف نمى نمودند، دل نازك و نسبت به تمام مسلمانان مهربان بودند.
ارشاد القلوب(دیلمی) ج 1، ص 115